مهدی دلبند

مهدی دلبند

نویسندگان

۵ مطلب در می ۲۰۱۱ ثبت شده است

مروری بر وصیت نامه سیاسی الهی امام روح الله الموسوی الخمینی

برقراری حکومت اسلامی از بزرگترین واجبات و از والاترین عبادات

حضرت امام روح الله باعمق معرفتی و بینش والای خود،مبانی نظری و آلوده تبلیغات دامنه دار دشمنان را شناخته وقصدآنها رابه حاشیه راندن دین اسلام و ناکارامد معرفی کردن آن می داند.«ازتوطئه های مهمی که در قرن اخیر،خصوصا در دهه های معاصر و به ویژه پس از پیروزی انقلاب ،آشکارا به چشم می خورد،تبلیغات دامنه دارباابعاد مختلف برای مأیوس نمودن ملت ها وخصوص ملت فداکار ایران ازاسلام است.گاهی ناشیانه وبا صراحت به این که احکام اسلام که هزار و چهارصد سال قبل وضع شده است،نمی تواند در عصر حاضر کشورها را اداره کند یا آنکه اسلام یک دین ارتجاعی است و با هر نوع نوع آوری و مظاهر تمدن مخالف است.ودرعصر حاضر نمی شود کشورها از تمدن جهانی ومظاهر آن کناره گیرند و امثال این تبلیغات ابلهانه و گاهی موذیانه و شیطنت آمیز به گونه طرفداری از قداست اسلام که اسلام و دیگر ادیان الهی سر و کار دارند.با معنویت و تهذیب نفوس وتحذیر از مقامات دنیایی ودعوت به ترک دنیا واشتغال به عبادات واذکار و ادعیه که انسان را به خدای تعالی نزدیک  واز دنیا دور می کند وحکومت و سیاست وسررشته داری برخلاف آن مقصد ومقصود بزرگ و معنوی است»

دراین قسمت از وصیت نامه امام(ره)به دو گروه معارض دین اشاره می کند.گروه اول که یا غافل اند یا مغرضانه خود را به نادانی زده اند.اینان ماهیت احکام و قوانین وسیاست اسلامی را نمی شناسند.اسلام را مربوط به 1400سال پیش وکهنه و عامل عقب ماندگی معرفی می کنند.اینان نمی دانند که قوانین اسلام چیزی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود.روشنفکران متجدد که مقهور دنیای جدید و متعلقات آن شده و به دستگاه فکری و فرهنگی دشمن وابسته شده اند،به مقابله با اسلام پرداخته اند.تاریخ صدساله اخیر به خوبی شاهد معارضه ومقابله منورالفکران با اسلام است.حضرت امام در تبیین رابطه اسلام با عصر جدید و مظاهر تمدن می فرماید:«اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآوری ها ،اختراعات و ابتکارات و صنعت های پیشرفته که در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد،هیچ گاه اسلام وهیچ مذهب توحیدی با آن مخالفت نکرده و نخواهد کرد.بلکه علم و صنعت مورد تأکید اسلام وقرآن مجید است و اگر مراد از تجدد و تمدن به معنی آن است که بعض روشنفکران حرفه ای می گویند که آزادی در تمام منکرات و فحشا حتی هم جنس بازی و از این قبیل ،تمام ادیان آسمانی و دانشمندان و عقلا با آن مخالفند.گرچه غرب و شرق زدگان به تقلید کورکورانه آن را ترویج می کنند»

واما گروه دوم که به دنبال سکولاریزه کردن کشور هستندو اسلام را از حکومت و سیاست جدا می دانند.امام (ره)این نادانان را به این دو نکته توجه می دهد که«قرآن کریم و سنت رسول الله (ص)آنقدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند.بلکه بسیاری از احکام عبادی اسلام ،عبادی سیاسی است که غفلت از آنها این مصیبت را به بار آورده است

حضرت روح الله از نویسندگان ،جامعه شناسان و تاریخ نویسان درخواست می کند که مسلمانا را از این اشتباه بیرون آورند و نقشه شوم جدایی دین از سیاست و حکومت را که نتیجه ای جز به تباهی کشیدن علت های اسلامی و بازکردن راه برای استعمارگران خونخوار ندارد.برای مسلمانان تبیین و تشریح کنند.

امام خمینی (ره) برقراری حکومت اسلامی را از بزرگترین واجبات و اقامه آن را از والاترین عبادات می داند.«واما حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور واقامه عدالت اجتماعی همان است که مثل سلیمان بن داوود و پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) و اوصیای بزرگوارش برای آن کوشش می کردند از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 30 May 11 ، 08:38
مهدی دلبند

مروری بر وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام روح الله الموسوی الخمینی (ره)

وحدت کلمه وانگیزه الهی رمز بقای انقلاب

14 خرداد بهانه ای است تا بار دیگر دل ها به یاد آن عزیز سفرکرده به تپش افتد و فرصتی است تا آرا و اندیشه های آن رهبر حکیم و فرزانه مرور شود.با نیم نگاهی به وصیت نامه حضرت امام (ره)،با اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی بیشتر و بهتر آشنا شده و نصایح مشفقانه پدر انقلاب را چراغ راه خویشتن قرار می دهیم.

حضرت امام(ره) رمز بقای انقلاب اسلامی را همان رمز پیروزی می داند که مبتنی بر دو رکن اصلی انگیزه الهی و وحدت کلمه استک«بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است و رمزپیروزی را ملت می داند و نسل های آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی واجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد»

امام (ره) در اولین وصیت خود ،همگان را مورد خطاب قرار می دهد که«اگر بخواهیم اسلام و حکومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از کشورتان قطع شود،این انگیزه الهی را که خداوند تعالی در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید و در مقابل این انگیزه که رمز پیروزی و بقای آن است فراموشی هدف و تفرقه و اختلاف است».

وحدت از اصلی ترین کلیدواژه های گفتمان امام راحل(ره) است که همواره بر آن تأکید نموده و کید دشمنان و مخالفان را برای بر هم زدن این رمز بقای انقلاب هشدار داده است.«بی جهت نیست که بوق های تبلیغاتی در سراسر جهان و ولیده های بومی آنان ،تمام توان خود اصرف شایع ها و دروغ های تفرقه افکن نموده اند و میلیاردها  دلار برای آن صرف می کنند.بی انگیزه نیست سفرهای دائمی مخالفان جمهوری اسلامی به منطقه و مع الاسف در بین آنان از سردمداران و حکومت های بعض کشورهای اسلامی که جز منافع شخص خود فکر نمی کنند و چشم و گوش بسته تسلیم آمریکا هستند دیده می شود

امام امت(ره) با در نظر گرفتن تبلیغات تفرقه افکنانه و خانه برانداز دشمنان ،مسلمین و به ویژه ایرانیان را مورد خطاب قرار می دهد که :«توصیه این جانب به مسلمین و خصوص ایرانیان به ویژه در عصر حاضر آن است که در مقابل این توطئه عکس العمل نشان داده و به انسجام وحدت خود به هر راه ممکن افزایش دهند و منافقان را مأیوس کنند».

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 29 May 11 ، 07:01
مهدی دلبند

هر گاه  مواد قندی و شیرینی جات مدتی در یک جا بمانند ،مگس ها و پشه ها  و مورچه ها دور آن جمع شده  وبه خوردن و فاسد کردن آن مشغول می شوند.شاید تصور آن شیرینی این باشد که این جماعت که دور او حلقه زده اند دوستان خیرخواه او باشند،اما غافل از اینکه  مرام این جماعت دغل کاری است و هدفشان  خوردن شیرینی است تا دمی بیاسایند.

در دنیای انسانی نیز نظیر چنین اتفاقی وجود دارد.هر گاه انسانی پیدا شده که دارای خصایل انسانی خوبی بوده و جذابیت و شیرینی دارد،انسان های مگس صفت دور او را گرفته اند و می خواهند از محبوبیت و جذابیت او سوءاستفاده کنند.

 ظهور محمود احمدی نژاد  و روی کار آمدن دولت مهر و عدالت ،حلاوت و شیرینی دوباره ای به امت حزب الله داد.مردی که به واقع از ویژگی های اخلاقی و اعتقادی والایی برخوردار است.با آمدن وی ملت ایران که سال ها طمع تلخ ذلت و حقارت و سختی را چشیده بودند،دوباره شیرین کام شدند.بی شک از میان کاندیداهای انتخابات نهم و دهم ریاست جمهوری طعم، بو و مزه احمدی نژاد با ذائقه ملت سازگاری بیشتری داشت.

اما هنگامه لذت بردن مردم از شیرینی احمدی نژاد،حشرات موذی ازسوراخ های خود بیرون آمده و دور او را گرفتند.انسان های نان به نرخ روز خور ،وگندم نمایان جوفروشی که خود را به رئیس جمهور محبوب چسبانده ومی خواهند آن همه شیرینی  را در کام مردم تلخ نمایند.

اگر دیروز اصلاح طلبان به روشنی و صراحت تیشه به ریشه دین می زدند و ارزش های الهی را زیر سوال می بردند،امروز این فتنه خود را لباس دین مخفی کرده  است.دشمن در قسمت دیگری از سناریوی لیبرالیسم فرهنگی ،این بار نیز از سلاح مذهب علیه مذهب استفاده می کند.

حرف هایی که از دهان مرد شماره یک فتنه جدید بیرون می آید،گویی الهامات شیطانی است.زیرا نه تنها سنخیتی با اسلام ندارد ،بلکه مغایرت علن با حکام اسلامی دارد.اسفندیار رحیم مشایی در حکومتی این چنین آزادانه جولان می دهد که مشروعیت آن بسته به ولایت فقیه است.حال آنکه این فرد هیچ اعتقادی به ولایت فقیه ندارد.

با چنین اوصافی چگونه است که  احمدی نژاد این دغل کار را دوست خویش می پندارد و از وی حمایت هم می کند؟

چگونه است که با وجود هشدارهای بزرگان همچنان مشایی بر مرکب خویش می تازد.

با آن همه اخلاص و صداقت و تیزهوشی و شجاعت که از احمدی نژاد سراغ داشتیم چرا و چگونه...

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 14 May 11 ، 09:24
مهدی دلبند

ما را چه می شود کنون که در خواب غفلتیم

این نوشته را راحت ننوشتم.همیشه برایم مهم است که چه بنویسم و چرا بنویسم.به نوشتن عادت کرده ام ومی نویسم چون نوشتن را تکلیف خود می دانم.شاید این حداقل کاری باشد که می توانم انجام دهم.می دانم که تفنگم قلمم است.می دانم که نباید تفنگ را بر زمین بگذارم ،چون مبارزه همچنان ادامه دارد و کربلا همچنان جاریست.کنون که دستم نمی رسد تا در کنار برادران و خواهران بحرینی و یمنی ام  سرود شهادت بخوانم و در خون خود بغلتم،بگذار بغض گلویم را بر صفحه کاغذ بترکانم ودل برشته هایم را دل نوشته کنم.کاش می توانستم این همه مظلومیت فرزندان حیدر را با خون بنویسم.نمی دانم چگونه راحت می خوابیم در حالی که نه خلخال از پای زن یهودی درآورده اند،که «آیات» خدا و ناموس وشرف و حیثیت مان را به یغما می برند.آیات القرمزی ،آیت سرخ خداوند بود که این چنین مظلومانه بر زمین ریخت.انگار پس از هزار سال فاطمیه دوباره تکرار شد.اما وای بر احوال ما که شمر و مغیره بر دخترکان معصوم ما سیلی  و تازیانه می زنند و ما اخبار فوتبال و هواشناسی را پی می گیریم.وای  بر احوال ما که فوتبال –این فتنه عظیم شیطانی و این ویروس کثیف- برایمان مهم تر از غیرت دینی است.

می نویسم تا آنان که فاطمیه را نمی فهمند به هوش آیند.آنان که اهل کوچه بنی هاشم نیستند و در خوابند،بیدار شوند.

می نویسم تا آنان که جنگ ما را جنگ عقیده نمی دانند و با مکتب ایرانی جغرافیا و مرز می گذارند بدانند که«جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد».آنان که با مکتب ایرانی می خواهند ما را از جبهه مبارزه با استکبار غافل کنند بدانند که ما فرزندان همان خمینی کبیریم که« آغوش خود را برای تیرهای بلا و حوادث سخت باز کرده است».

می نویسم تا آنان که می خواهند انقلاب را بایکوت کنند و مانع از صدور انقلاب شوند بدانند که «انقلاب ما برای صادر شدن منتظر ویزا نمی ماند» و ما نمی گذاریم خون آیات القرمزی پایمال شود.

کاش هوشیار بودیم و دشمن این گونه به ما هجمه نمی کرد.کاش از تاریخ عبرت می گرفتیم تا از نفاق  ضربه نمی خوردیم.کاش به خود مشغول نمی شدیم تا «بساط ظلم را برمی چیدیم و رونق کاخ های سفید و سرخ را از بین می بردیم».

چگونه است که دشمن در لباس دوست بر ما وارد شده و ما بی خبریم.برای حضرت روح الله چه پاسخی داریم که نتوانستیم در جنگ اعتقادیمان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه بیندازیم.

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 09 May 11 ، 07:05
مهدی دلبند

برای انقلاب سیلی خوردن مسلک فاطمه است

این روزها مصادف با ایام فاطمیه است.روزهای پس از رحلت پیامبر.روزهایی که بر فاطمه دخت نبی سخت می گذرد.یک شهر و یک کوچه و یک خانه و علی و فاطمه.آن دو نفر که در شهر خود هم غریبند.مردمان بیگانه از مردانگی،این دو را بیگانه می انگارند.

یادش به خیر .آن روزهایی که پیامبر در این شهر و در این کوچه قدم می زد و این نامرد مردمان را ارشاد می کرد.ناگهان چقدر زود دیر شد و چقدر زود 23 سال تمام شد.و اینک لحظه وداع است.رسول الله بر منبر می رود.هنوز هم دلش برای این مردم می سوزد.هنوز هم می خواهد آنها را ارشاد کند.ندا برآورد:ای مردم،من 23 سال پیغمبر شما بودم.23 سال برای شما زحمت کشیدم.خون دل خوردم.دندانم را شکستید اما تحمل کردم.خاکستر بر سرم ریختید اما صبر کردم.رنج و عذابم دادید اما خم به ابرو نیاوردم.اکنون هنگام سفر است.من در ازای رسالتم از شما مزدی نمی خواهم.«الالموده فی القربی».مگر دوستی با علی و فاطمه.

کدام فاطمه؟هم او که رسول الله هر روز بر او سلام می داد و سینه اش را می بویید و درآغوشش می کشید.

یا رسول الله مگر می دانستی که روزی این سینه جای مسمار در خواهد بود؟مگر می دانستی که این پهلو شکسته خواهدشد؟

شاید در آن مجلس کسانی بودند که زیر لب گفتند باشد.جبران می کنیم

وچه جبرانی...

اما فاطمیه بیش از آنچه روضه باشد،عبرت است.وفاطمه بزرگترین معلم درس ولایتمداری.آنان که به خیمه فاطمه در آمده اند،باید بدانند که برای انقلاب سیلی خوردن مسلک فاطمه است.فاطمه نه دختر ولایت،نه همسر ولایت،نه مادر ولایت،که مدافع حریم ولایت بود.و در این راه با هیچ کس عقد اخوت نبسته بود.سخت ترین شکنجه ها را دید اما لحظه ای دست از ولایت امر خویش برنداشت.

آنان که امروز خود را پیرو ولی فقیه می دانند،بدانند که فاطمه هیچ نیازی به لباس سیاه و خیمه عزا ندارد.تنها خواسته او این است که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.

فاطمه از ما می خواهد برای صدور انقلاب منتظر ویزا نمانیم.

وما هنوز باید برویم تا...

«می رویم تا انتقام سیلی زهرا بگیریم»

نکند این پرچم افراشته فاطمه را به دست پسرش نرسانیم.

خدانکند...

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 01 May 11 ، 08:29
مهدی دلبند