مهدی دلبند

مهدی دلبند

نویسندگان

۵ مطلب در آوریل ۲۰۱۴ ثبت شده است

مقدمه

در سلسله مطالبی که از این پس می آید به نقد مهم ترین گفتمان های سیاسی ،فرهنگی و اجتماعی در دوره جمهوری اسلامی خواهم پرداخت.برای این منظور ابتدا گفتمان سازندگی و سپس گفتمان های اصلاح طلبی و اصولگرایی بررسی خواهند شد.نکته مهم آن است که عملکرد هریک از این گفتمان ها در دوره تصدی مدیریت کشور،زمینه ساز به دست گرفتن قدرت توسط گفتمان بعدی بوده است.بنابراین برای شناخت زمینه های شکل گیری هر جریان باید جریان قبل از آن را به خوبی شناخت.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 28 April 14 ، 15:02
مهدی دلبند

کوثر سوره ای است که  شاید مسلمانی پیدا نشود که آن را حفظ نباشد.سوره ای که 4آیه دارد و در جزءسی ام قرآن قرار دارد.

 

کوثر کوتاه ترین سوره قرآن ،اما بزرگ ترین تابلوی زیبای آفرینش است.آنجا که خداوند می فرماید«لولاک لما خلقت الافلاک،و لو لا علی لما خلقتک ، و لو لا فاطمه لما خلتقکما»

واما چند نکته:

1-بنابر قول اقوم کوثر به معنای کثرت ذریه است. البته معنای خیر کثیر را هم می دهد.یکی از مصادیق خیر کثیر ،کثرت ذریه است(تفسیر المیزان،ذیل تفسیر سوره کوثر)

2-این آیه در پاسخ کسی بود که پیامبر را ابتر و مقطوع النسل می خواند.پس نسل و ذریه آنقدر مهم است که یک سوره مختص آن نازل شود.

3-خداوند اعطای کوثر را به خود نسبت می دهد.بر پیامبر منت نهاده و به او کوثر اعطا می کند.پس

-نسل از جانب خداست.

-نسل عطیه خداوند به ماست.

-نسل خیر کثیر است.

-پسر بر دختر هیچ برتری ندارد(خداوند فاطمه را خیر کثیر می خواند)

4-«فصل لربک وانحر»

-پاسخ منت خداوند سپاسگزاری است.

-به میمنت این خیر کثیر قربانی کن

5-آن کس خود مقطوع النسل شد.اما فرزندان و ذریه فاطمه در سراسر عالم حضور دارند.(سادات)

امروز ما داعیه داریم حکومت فاطمی داریم.آیا از فاطمه فقط حجاب را می دانیم؟یک حکومت فاطمی چگونه ساختارها و نهادهایش و قانون هایش و مدیریتش و راهبردهایش فاطمی خواهد بود؟

تمدنی که به دنبالش هستیم بی شک تمدن فاطمی است.اما اکنون با این صدا و سیما،سینما،دانشگاه ،مدرسه، اینترنت، مجلات و روزنامه ها،کتاب ها و... فاطمه را تبدیل به ساختار و نهاد خواهیم کرد؟

اقتصاد فاطمی؟

مدیریت فاطمی؟

قضاوت فاطمی؟

سیاست فاطمی؟

خانواده فاطمی؟

...

آیا ما به سمت یک تمدن کوثری پیش می رویم؟

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 19 April 14 ، 10:58
مهدی دلبند
من در کتابخانه عمومی کار می کنم.مدت ها در اداره کل بودم.اکنون چند وقتی است در کتابخانه امام خمینی(ره)هستم.اکنون به من می گویند «کتابدار».یعنی همان قشری که در جامعه آن چنان محلی از اعراب ندارند.شما فکر می کنید کتابداری چگونه شغلی است؟

ما در اینجا نشسته ایم تا اگر کسی آمد و کتابی از ما خواست تا امانت بگیرد،کتاب را برایش در قفسه ها پیدا می کنیم و برایش ثبت امانت بزنیم(البته اگر عضو کتابخانه باشد).شما فکر می کنید روزی چند نفر ارباب رجوع داریم؟...

یک سالن قرائت خانه هم داریم .پشت کنکوری ها می آیند و آنجا درس می خوانند(درس خواندن نه مطالعه)البته آنها هم باید عضو باشند.آخر نون زن و بچه ما از همین پول ها در می آید.شما فکر می کنید روزی چند نفر ارباب رجوع داریم؟...

خدمات دیگری هم داریم.نشریات،مرجع، نمایه مقالات و...

از یک جهت خوش به حالمان است.چون سرمان خیلی خیلی خلوت است.نه با مردم کار داریم و نه مردم با ما کار دارند.(این را مایه بدبختی و انحطاط جامعه می دانم)

و اما خودمان(کتابداران)

ما دوست داریم مثل مطب دکتر ها و صف یارانه ها و سبد کالا و ...دور و برمان شلوغ شود.تا ما لحظه ای بیکار نباشیم.تا وجدانمان راحت باشد.تا رضایت شغلی داشته باشیم.تا...(واقعا خیلی مان دوست داریم ها)

اما کسی ما را دوست ندارد.نه دولت (وضعیت حقوقی و رفاهی مان را کسی باور نمی کند) و نه مردم.

حتی خودمان هم به فکر خودمان نیستیم.

الغرض

کشوری می تواند تمدن سازی کند که مردم کتابخوانی داشته باشد.کتاب ابزار تمدن سازی است.

ساختارهای بیمار امروز نمی توانند مردم را کتابخوان کنند(خفته را خفته کی کند بیمار)

وقتی ما کتابداران که خود را قشر فرهنگی و فرهیخته می دانیم، نه کتابدانیم و نه کتابخوان ،تکلیف دیگر مردم مشخص است...

شما فکر می کنید :

علم بهتر است یا ثروت(جان من نگین این سؤال دیگه قدیمی شده روش فکر کنین)

کتاب بهتر است یا...

پیام بازرگانی:

هر وقت زنم روی داشتن این همه کتاب بهم گیر میده بهش میگم

 ببین خانمی:

اولا:به نظر من هیچ کالایی ارزشمندتر از کتاب برای من وجود نداره.کتاب سرمایه است نه هزینه

دوما :هیچ چیز به اندازه کتاب به من آرامش نمیده(اینجا گیر دادن تبدیل به دعوا می شود،چون کتاب را هووی خود می پندارد)

حرف ها زیاد است.کوتاه نوشتم بعدا بیشتر می نویسم

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 14 April 14 ، 11:26
مهدی دلبند
فرهنگ چه رنگی دارد؟

این قالب وبلاگ برای من داستانی شده!!!!

تا کنون چند بار اسم و قالب وبلاگ رو عوض کردم.آخرش نمیدونم دنبال چی ام.البته این تغییر مربوط میشه به مشغله های ذهنی ام. تو ذهنم هم هی از این شاخه به اون شاخه می پرم.

دغدغه هام کلا فرهنگیه. اما نمیدونم اسمشو چی بذارم؟ رنگش چیه؟ قالبش چیه؟

یکی به این سوالات پاسخ بده

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 13 April 14 ، 05:42
مهدی دلبند
این روزها-مثل همیشه- ذهنم خیلی درگیر است.

1-مشغول نوشتن پایان نامه ارشد هستم.بیم دارم در موعد مقرر آن را جمع کنم.در مورد«تأثیر نهادهای آموزشی بر هویت شیعی ایرانیان در دوره پهلوی ها است.در ذهنم موضوع گسترده ای است.توسعه، فرهنگ ،هویت و علم را باید به هم ربط دهم.نگاهم آسیب شناسی است.می خواهم یک روش و نظریه مناسب انتخاب کنم که دقیقا موضوع را بکاود.خدا کمک کند

2-جلسات هفتگی سیر مطالعاتی هم مشغله ام است.باید آن را خوب مدیریت کنم. اعضا کم کاری می کنند.با این وجود 4سال است که سر پا مانده. برنامه ریزی کردیم به جلسات سر و سامان دهیم.آنها را مکتوب کنیم.در یک سایت یا وبلاگ قرار دهیم.کار تحقیقی انجام دهیم.امیدواریم به جایی برسیم.

3- بالاتر از سیر مطالعاتی خود موسسه است. یک کار جهادی شروع کردیم. مشکلاتی داریم از جمله منابع مالی –که صفراست-البته خدا روزی رسان است.با جاهایی در سطح کشور در حال ارتباط گیری هستیم.می خواهیم در حوزه علوم انسانی کار کنیم.پژوهش و تحقیقات.می خواهیم خروجی هم داشته باشیم. تازه اول راهیم.

4- مسائل کاری وخانوادگی دیگر جای خود دارد.به آنها نمی پردازم.

من حیث المجموع اگر خداوند یاری نماید آینده ای درخشان متصوریم. برای خود. برای موسسه.برای استانمان

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 12 April 14 ، 12:23
مهدی دلبند