مهدی دلبند

مهدی دلبند

نویسندگان

انقلاب اسلامی الگویی برای مبارزه

آن هنگام که بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی ومنادی توحید و یگانه پرستی در قرن تاریک و ظلمانی بیستم-حضرت امام خمینی (ره)-حرف از صدور انقلاب به تمام جهان می زد،عده ای قابلیت درک عمق و ژرفای این پیام را نداشتند و آن را خیال پردازی و توهم پنداشتند.آنها بانگاه کوته بین خود انقلاب را محصور در ایران می دیدند و قائل به جهانی شدن آن نبودند.اما دیری نپایید که...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 22 January 11 ، 10:20
مهدی دلبند

 

دربررسی انقلاب ها،دست کم سه عامل را می توان از عوامل اصلی ایجاد،استقرار و استمرار انقلاب برشمرد.این سه عامل یکی رهبر،دیگری مکتب و ایدئولوژی انقلاب و سوم مردم است.

هریک از سه عامل ذکرشده به نوبه خود در وقوع انقلاب ها سهم دارند. درانقلاب اسلامی ایران پیوند این سه عامل سبب دگرگونی نظام شاهنشاهی و جایگزینی نظام اسلامی گردید.

دراین مطلب به بررسی نقش مردم در  انقلاب اسلامی ایران پرداخته می شود.

وقوع یک انقلاب مستلزم حرکت جمعی توده ها واعلام اعتراض برعلیه وضع موجوداست.غالب حرکت های انفرادی در طول تاریخ برای تغییر وضع موجود به سرانجامی نرسیده است.مطالعه در تاریخ نشان می دهد حتی انبیای عظام الهی نیزبدون حضور مردم در صحنه و نقش آفرینی آنها به مقصود خود که همانا اصلاح وضع موجود بوده نرسیده اند.چه اینکه خداوند در قرآن می فرماید « مارسولان را بابینات و میزان فرستادیم تا مردم خود قسط را برپانمایند».

وجود رهبران انقلابی وپیشاهنگان اصلاح و تغییر و نیز وجود یک چارچوب و مکتب فکری برای انقلاب ضروری است.اما ضلع سوم و مکمل این مثلث مردم و اراده آنها است.مادامی که در یک جامعه اراده جمعی برای حرکت به سمت افق های جدیدنباشد،نمی توان به بهبود شرایط درآن جامعه دل خوش کرد.

در واقع نقش مردم نه تنها در وقوع انقلاب،بلکه در استقرار و ادامه و تثبیت پایه های نظام مبتنی برآرمان های آن انقلاب نیز بسیار حائز اهمیت است.

درنقلاب اسلامی ایران پیوند سه عامل رهبری ،ایدئولوژی و مردم،منجر به براندازی نظام طاغوت و ایجاد یک نظام مردم سالاری برمبنای دین مبین اسلام و شروع یک حرکت جدید برای ابراز وجود در مجامع بین المللی و رسیدن به اهداف و شعارهای انقلاب شد.

مردم ایران با استفاده از بینش برگرفته از ایدئولوژی اسلام و با تکیه به آموزه های دینی و با لبیک به حضرت امام خمینی (ره) که پیامبرگونه ،بعثت خویش را آغاز کرد وهمه ساختارهای به هم تنیده نظام استکبار را ازهم گسست،قیام به قسط کردند و اولین مرحله از دکترین اسلام،یعنی انقلاب اسلامی را رقم زدند.

درادامه راه نیز ،همزمان بااجرای مرحله دوم از دکترین اسلام یعنی نظام سازی،مردم پابه پای رهبر نهضت ،به دفاع از دستاورد عظیم خویش پرداختند.هر زمان که نیاز به حضور را احساس کردند،با اعتصام به حبل الهی و با شعار توحید کلمه، ثبات واستقرارنظام را قوت بخشیدند.

واما در مرحله سوم ،مردم دولت اسلامی را برپاکردند واینک با توکل و عزمی مثال زدنی به سمت دوقدم آخر یعنی تشکیل کشور اسلامی و سپس جهان اسلام پیش می روند وانشاءالله پرچم توحید و خداپرستی را در سرتاسر جهان به احتزاز در خواهند آورد.

 

  

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 15 January 11 ، 05:28
مهدی دلبند

عاشورای سال 88 محک دوباره ای بود تامردمان دیار صبر وبصیرت درمیدان عظیم تقابل عزم ها و اراده ها آزموده شوند،وعیارطلای آنها درفتنه ای دیگر سنجیده شود.واین بار مثل همه میدان های گذشته ،مردمان این دیار نشان دادند که به فرموده امام راحل (ره) از مردمان عهد حجاز در عصر رسول الله بالاترند.ونشان دادند که اهل کوفه نیستند تاامام و نایب امام را تنها بگذارند.

درفتنه سال گذشته که یکی از سنگین ترین و پیچیده ترین فتنه ها در طول تاریخ انقلاب اسلامی بود،مردم سرزمین عشق و معرفت ایران با پیروی از رهبر خود که همانا علمدار قافله صبر و بصیرت وپرچمدار لشکرصبح است،بار دیگر چشم فتنه را کور کردند و روی فتنه گران را سیاه .این مردم نشان دادند که درکوران حوادث گوناگون راه را از بیراهه می شناسند وفریب اهالی دروغ و نفاق را نمی خورند.همان طور که در 32سال گذشته نشان داده اند.

حوادث سال گذشته اثبات کرد که مردم از ارکان اصلی و از ستون های مستحکم نظام جمهوری اسلامی اند،که همیشه و درمواقع لازم باحضور باصلابت خود عمودخیمه انقلاب را برپا نگهداشته اند و دست طاغیان و ایادی آنها را از رسیدن به مطامع خود کوتاه کرده اند.9دی سال 88 تجلی عینی ((سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست))بود.روزی که مردم ایران به دنیا نشان دادند هیچ چیز نمی تواند حرارت عشق به اهل بیت را در قلوب آنها خاموش نماید.نشان دادند که مسیر عاشورا را که امروز به دست آنها سپرده شده تا رسیدن به مقصد نهایی و دادن آن به صاحب علم و منتقم آل الله ادامه خواهند داد.

اما آنچه در باب 9دی می توان گفت رسوایی و ننگی است که مدعیان امام و انقلاب برای خود خریدند و دست خیانت آنها برای مردم بار دیگر روشد.کسانی که همچون گرگی در لباس میش ((عکس امام را بالا بردند و عکس امام را عمل کردند.)).چه آنهایی که در داخل بودندو آرمانهای پوشالی خود را در برچیدن نظام اسلامی می دیدند ،وچه آنهایی که در خارج و در دامان استکبار خواب براندازی  را در سرمی پروراندند. همان استکباری که باشعارهای زیبا و رنگین خود برسر ملت ها شیره می مالند و به تاراج آنها می پردازند.آنها که دل خود را به جنبش سبز اموی خوش کرده بودند تا شاید کورسوی امیدی برای رؤیاهای 32ساله خود بیابند.اما غافل از اینکه پیوند مردم با اسلام و رهبری خود، پیوندی ناگسستنی است،ودرخت تنومند انقلاب که باغبانی چون امام خامنه ای دارد و با خون شهدای این ملت آبیاری شده ،نه تنها ازجای کنده نخواهد شد ،بلکه تا رسیدن به اوج کمال و رشد خود همچنان استوار و پابرجا خواهد ماند.

در این میان آنچه انتظار مردم از دستگاه ها و مسئولین ذیربط است،تنها احقاق حقوق پایمال شده ملت واعاده حیثیت از نظام و انقلاب است.بر مسئولین امر فرض است که هرچه سریعتر دست اندازان به شرف و حیثیت و مقدسات را به سزای اعمال خود برسانند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 01 January 11 ، 07:38
مهدی دلبند

عاشورا آیینه تمام نمای رویایی حق وباطل است که همچون لوحی زرین برتارک تاریخ می درخشد وچراغ راهنمای بشر برای گذر از امواج فتنه ها درهمه اعصارتاریخ است.درعاشورا انسانیت انسان هویدا می شودو آدمیت معنای واقعی خود را می یابد.عاشورا آن زمان است که امواج فتنه از یک سو وارد واز سوی دیگر خارج شود و انسان در تلاطم سهمگین آن برخود نلرزد و سوار برکشتی نجات شود و باچراغ هدایت به ساحل امن و امان برسد.عاشورا زمان از خود بریدن و به خدا رسیدن است. وکربلا جایگاه ذبح نفسانیات و سر بریدن هوا و هوس است.وحسین الگوی آزادی و آزادگی است .

کربلا وادی آزمایش است وآوردگاه رویارویی جبهه حق وباطل.آنجا که باطل می خواهد با سلاح زر و زور تزویر چهره حقیقت را بپوشاند.آنجا که برای اقامه حق وبرپاماندن پرچم انسانیت باید از همه چیز حتی از کودک شیرخواره گذشت.آنجا که عشق معنای واقعی خود را می یابد و حسین (ع) ویارانش برای همیشه راه پرپیچ وخم تاریخ را روشن کردند و ساحل اطمینان را به آدمیان در هر زمان و مکان نشان دادند.

عاشورا سرشار از درس ها و عبرت هاست.درس ها و عبرت هایی که سرمشق همه آدمیان در همه اعصار و قرون است.اما آنچه از عاشورا برای امروز می توان استفاده کرد،همان پیمان عشق بازی با محبوب وجانفشانی در راه عقیده است.درعاشورای امروز انتظار حسینی را می کشیم تا برای اصلاح امت جدش و احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کند.وما پا دررکاب ایشان برای اقامه حق جهادنماییم.لیک ترس ما این است نکند مانیز اهل کوفه باشیم وامام خویش را واگذاریم. زیرا که حسین را منتظرانش کشتند.هم آنها که می گفتند و می نوشتند که ای امام و مولای ما به سوی ما بیا که مشتاق دیداریم.نکند ما نیز همچون کوفیان «اشبه الرجال و لارجال» باشیم و شاهراه حقیقت راگم کرده وازساحل نجات دور شویم.حسین را خیانت خواص به قتلگاه  کشاند.آن زمان که مسلم را در کوچه های کوفه وانهاداند و زر و زور تزویر آل امیه کارگر افتاد.نکند امروز ما نیز نایب الامام را تنها گذاریم و در فتنه امویان زمان گرفتارآییم.حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود..امروز مهدی (عج) هم تشنه لبیک.هنوز ندای «هل من ناصرینصرنی» و«هل من معین یعیننی» در گوش زمان می پیچد.واینک این ما و این عاشورای آخرالزمان. حسینی می شویم یا...

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 21 December 10 ، 08:07
مهدی دلبند

حداقل درربع قرن گذشته جهان به صورت تک قطبی اداره می شده وایالات متحده آمریکا پس ازشکست کمونیسم خود را به عنوان تنها مدیر جهانی به دیگر کشورها تحمیل کرد.امابا وقوع انقلاب اسلامی واستمرارآن وظهور قدرت های جدید وحضورتاثیرگذارآنها برمناسبات بین المللی جهان تک قطبی دیگر موضوعیت ندارد.ایالات متحده نه تنها هرگزنتوانسته نقش خود را در برقراری ثبات و امنیت ومدیریت جهان ایفاکند،بلکه خود عامل بسیاری از ناامنی ها و منازعات منطقه ای بوده است.

قدرت های استکباری و به ویژه آمریکا همواره به فکر منافع خویش بوده وبه دیگر کشورها اجازه عرض اندام درعرصه جهانی وحتی خودآن کشورها نداده اند.برخلاف شعارهای دهان پرکن دولت های مستکبر امروز موجی از ناامنی،فقرو فساد دامنگیر جامعه جهانی شده وعلیرغم تبلیغات وسیع وفضاسازی رسانه ای در تحقق هیچ کدام از شعارهای خود موفق نبوده اند.آنها همواره نگاه کدخدامنشانه دارند و همت خود را صرف استثمار دولت ها و ملت ها می کنند.تاسیس سازمان های بین المللی حقوقی نیز تنها ابزاری برای توجیه اقدامات ضدانسانی آنها وخفه کردن صدای دیگرکشورهای ضعیف بوده است.آنها با نقض قوانین بین المللی به خود اجازه می دهند درامور دیگران دخالت کرده و به چپاول سرمایه های آنها بپردازند.

اما واقیت های جهان امروز نشان می دهد که دوران زورگویی ابرقدرت هابه سرآمده و قدرت های جدیدی در حال عرض اندام هستند که بی گمان این امر به برکت موج عظیم انقلاب اسلامی در ربع قرن گذشته بوده است.امروز موج ضدامپریالیستی درحال گسترش است و جنگ نرم انقلاب اسلامی پایه های نظام سلطه متزلزل نموده است.

لذا پیشنهاد دکترمحمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران برای مدیریت دهه آینده جهان پیشنهادی منطقی و عقلانی است .همچنان که مورد توجه بسیاری از محافل و نهادهای مستقل قرار گرفته است.

بی شک در جهان کنونی کسی نمی پذیرد که گروه اندکی خود را صاحب حق دانسته و آنچه می خواهند انجام بدهند.

قدرت های بزرگ چه بخواهند و چه نخواهند باید ظهور و نقش آفرینی قدرت های نوظهور را در عرصه مدیریت جهانی بپذیرند.

نکته آخر اینکه صدورانقلاب اسلامی که آرمان حضرت امام (ره) بود امروز درحال تحقق است.علیرغم هجوم همه جانبه دشمن برای جلوگیری از قدرت نرم جمهوری اسلامی ،موج بیداری اسلامی ملت های دیگر را نیز بیدار کرده ومنطق و عقلانینت جمهوری اسلامی ملت ها و دولت را به سوی خود جلب می کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 23 September 10 ، 08:38
مهدی دلبند

جامعه امروز ما درگیرپدیده ای نه چندان تازه به نام تهاجم فرهنگی است.پدیده ای که ماهیت آن ازبین بردن یا تغییر دادن فرهنگ ،آداب ،رسوم و ارزش های یک جامعه وملت وجایگزین کردن فرهنگ مهاجم است.این تهاجم که از سوی دنیای غرب صورت می گیرد،به ویژه درطول سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی وجنگ تحمیلی شدت بیشتری یافته والبته درکار خود نیز تاحدودی موفق بوده است.

به مجرد اینکه حرفی از تهاجم فرهنگی زده می شود شاید فکر وذهن بسیاری به سمت الگوهای مد ولباس جوانان سوق داده می شود.اما واقعیت این است که هدف اصلی این تهاجم همانا فکر واندیشه وباور جوانان بوده است.همان طور که واقعیت های دنیای امروز نشان می دهد تقریبا همه ملل وجوامع امروزی در برابر تهاجم فرهنگی غرب تسلیم شده وفرهنگ بومی آنها یاازبین رفته یا تغییر کرده است.ایران اسلامی تنها جایی است که تاکنون درمقابل آن مقاومت کرده است.گفته می شود که جامعه ایران درمرحله گذار قرار دارد.به اصطلاح گذار از سنت به مدرنیته .جامعه ایرانی همچنان بافت فرهنگی و دینی خود راحفظ کرده است ومدرنیته نتوانسته به عمق این بافت نفوذ کند.با این وجود مقداری از ظواهر ولایه های سطحی دچار تغییر و تحول شده اند.آنچه امروز در جامعه ایرانی به وضوح مشاهده می شود،تقابل و رویارویی دو نوع تفکر و چارچوب تصوری برای سبک زندگی است.یک نوع تفکر ،تفکر دینی وچارچوب تصوری بومی اسلامی -ایرانی است که وجه غالب جامعه ایرانی راتشکیل می دهد ونوع دیگر فرهنگ مهاجم غرب است که زندگی قشری از جامعه را تحت تاثیر قرار داده است.

فرهنگ غربی برای بقا ویا تاخیر مرگ خود ناگزیر است که خود را بردیگر فرهنگ ها تحمیل کند.غرب به خوبی دریافته است که تمدن خودساخته اکنون درحال احتزار است ومی خواهد دیگران را هم با طناب خود به چاه بیندازد.ازهنگام طلوع فجر انقلاب اسلامی ورشد و شکوفایی فرهنگ غنی ایرانی واسلامی ،فرهنگ و تمدن غربی که پس از شکست و سقوط کمونیسم خود را یگانه پرچمدار تمدن می دانست رنگ باختن حنای خود را می بیند ولرزش های افتاده براندام پوشالی خود را به خوبی حس می کند.

در مقابل ،فرهنگ اسلامی که ایران ما مرکز گسترش و ترویج آن است روز به روز دنیا را فرا می گیرد وبه فرهنگ غالب دنیا تبدیل می شود.این فرهنگ نه با زور و تزویر که با قول لین و تاثیر گذاری برقلوب وفطرت آدمیان ،چارچوب تفکر غربی را در هم می شکند وپرچم اسلام را در قلب سرزمین کفر به احتزاز در می آورد.

فضای ذهنی جوانان امروز صحنه رویارویی این دوفرهنگ و عقیده است.تحیر و سرگشتگی که در بین پاره ای از جوانان امروز مشاهده می شود ناشی از این امر است که نمی دانند کدام چارچوب فکری را برگزینند.از یک طرف فرهنگ اسلامی ندای فطرت است واز طرف دیگر فرهنگ غربی محرک شهوت.فرهنگ دینی به خیر وصلاح واعتدال دعوت می کند وفرهنگ غربی به بدی وافراط در لذات و دوری از معنویت.

ماحصل این کشمکش پدیده ای به نام گسست هویتی را رقم می زند.یعنی جوان قادر به همسو سازی افکار وعقاید خویش در یک جهت واحد نیست.از این رو نوعی تناقض و تنافر در اعمال و گفتار او مشاهده می شود.

فرهنگ منحط غرب با اصل قرار دادن لذت و برانگیختن هیجانات و غرایز سعی در جذب انسان ها به سوی خود دارد .با ایجاد لذایذ کاذب و تبلیغات رنگارنگ قصد به تاخیر انداختن مرگ وزوال خود را دارد.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 26 August 10 ، 06:39
مهدی دلبند

جهانی که درآن زندگی می کنیم جهانی است لبریزاز عزم ها واراده های گوناگون.جهانی که کثرت تفاسیرازحال وآینده درآن به خوبی نمایان است.اگرباوربه یک اندیشه راایدئولوژی بنامیم،جهان امروز جهان رقابت ایدئولوژی ها برای دردست گرفتن امروز وفردای بشریت است.

سوال اساسی که نیازبه تامل ودرنگ دارداین است که آیاجهان به سمت کثرت ایدئولوژی ها پیش می رود یا وحدت ایدئولوژی ها.درواقع آیا قراراست یک ایدئولوژی جهانی شود وهمه تحت لوای آن ایدئولوژی درآیند،یاجهان فردا رامکاتب مختلفی راهبری می کنند.

هرایدئولوژی که بتواند آرزوهای دیرینه بشر رامحقق سازد بی گمان فردای جهان را به دست خواهد گرفت.

امروز دواندیشه عمده درجهان داعیه تحقق آرمان شهر بشر را دارند.یکی اندیشه لیبرالیسم ودیگری اندیشه اسلامی.هرکدام ازاین دوعقیده جامعه انسانی رابرمبنای احکام وعقاید  خود طراحی می کنند.

الگوی نهایی وآرمان شهر مکتب لیبرالیسم جامعه متمدن امروز است که نماد آن غرب است. والگوی جامعه موردانتظار بشر دراندیشه اسلامی ،جامعه مهدوی است.

جامعه ای که نظام لیبرال دموکراسی غرب معرفی می کند، جامعه ای است که درآن اعتقادی به خدا وجود داردوسکولاریسم واومانیسم روح حاکم برآن است.انسان ها درتمتع وبهره گیری از نفسانیات به طورکامل آزادند وهیچ قیدوبند وجدانی واخلاقی را برنمی تابند.جامعه ای که مبتنی بردومنطق اصالت لذت و اصالت سود ومنفعت بنا نهاده شده است.دراین جامعه انسان محورهستی است وهمه چیز درنسبت باانسان سنجیده می شود.انسانی که متکی به عقل منقطع ازوحی است.لذت گرایی وارضای هوای نفس دراوج است و همه امکانات برای لذت هرچه بیشتر به کارگرفته می شود.دراین جامعه اباحی گری اصالت دارد

درطرف دیگر جامعه خدامحورقرار دارد.دراین جامعه اعتقادبه خداوند وخالق بودن ومدبربودن او در راس قرار دارد.انسان ها خود را بنده می دانند و درپی کسب رضایت خداوند می باشند.این جامعه دینی است و همه چیز برمبنای شریعت الهی انجام می شود.اعمال افراد درچارچوب پنج حکم واجب،حرام، مستحب، مکروه ومباح که خداوند تعیین کرده ارزیابی می شود.برخلاف جامعه لیبرال که حلیت و حرمت کارها را انسان تعیین می کند.

نوع نگاه این دو مکتب به انسان نیز متفاوت است.درواقع اصلی ترین اختلاف ومنشاء تمام اختلافات دیگر همین نوع نگاه به انسان.

طبق عقیده اسلامی انسان اشرف مخلوقات وخلیفه خداوند بر روی زمین است. انسان عبث وبیهوده آفریده نشده وبعد ازخلقت به حال خود رهانشده است.بلکه همواره تحت ارده و اداره خدای متعال قرار دارد.این انسان به روز حساب و معاد اعتقاد دارد و تمامی اعمال خود را برای کسب رضایت خدا انجام می دهد.درحالی که درتفکر اومانیستی زندگی انسان محدود به همین دنیاست و روز حاسبی وجود ندارد ومرگ پایان زندگی است.تفکر لیبرال امروز پس از ناکامی درتحقق وعده هایش درسراشیبی سقوط قرار گرفته وبشر وامانده ازخدا درجستجوی روزنه ای برای التیام بخشی به آلام خود است.بحران معنویتی که غرب برای انسان امروز درست کرده او را در مرداب تحیر و سرگشتگی فروبرده است.

آرمان شهر پوشالی لیبرالیسم که ایالات متحده آمریکا تجلی نهایی آن است،جهنمی پراز انواع فسادها و آلودگی هاست.شهری که انسان ها نه انسان تر ،بلکه ازحیوان هم پست ترشده اند وتوحش وبربریت انسان امروز در تاریخ بی سابقه است.

اینک که سردمداران نظام استکبار جهان به سوی تاریکی پیش برده اندو انسان را در هوای نفس خویش گرفتار کرده اند ،هیچ راهی جزبازگشت به معنویت برای نجات بشر وجود ندارد.امروز فطرت جهانی به دنبال کورسوی امیدی است تا او را به ساحل امنیت و آرامش ونجات رهنمون سازد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 10 August 10 ، 14:39
مهدی دلبند

آزاداندیشی لازمه پویایی جامعه است.زیرادربسترآندیشی است که افق های آینده جامعه ترسیم می شودوجامعه به سمت کمال مطلوب حرکت خواهدکرد.لذاجامعه ای که درآن فضایی آکنده ازعقلانیت باشدوجریان تفکرواندیشه درآن سیال باشد،موفق خواهدبود.بی گمان ازپس تضارب آراء وافکارمختلف وعقاید متفاوت حقیقت چهره خود رانمایان می سازدوفضای شبهه والتقاط رنگ می بازد.اندیشه یک جریان سیال است که باعث حرکت انسان ها درطول تاریخ شده است.اندیشه هایی که ازحصارنفسانیات خارج شده اند،باعث پیشرفت وتعالی وانیشه هایی که درقفس نفس اسیربوده اند باعث پسرفت وانفعال بوده اند.

بانگاهی به مبانی قرآنی مشخص می شود که اندیشه آزاد همان اندیشه رهاشده ازبندهواها وهوس هاست که درجست وجوی حقیقت ناب است.حقیقتی که امروز از بسیاری پنهان مانده ودرپس اندیشه های محدود ومادیگرایانه مغفول واقع شده اند.بنابراین برای کشف حقیقت بایداندیشه راآزادکرد وشک وگمان ها رابه باوررساند وتبدیل به یقین کرد.

مبتنی براین نوع نگاه وتاکیدات مکرررهبرفرزانه انقلاب بود که جرقه کرسی های آزاداندیشی ازآبان ماه سال 88 دردانشگاه یاسوج زده شد.این کارباتشکیل یک حلقه مطالعاتی باحضورنخبگان دانشجویی درانجمن اسلامی دانشجویان مستقل شروع شد.اصول ومبانی تعریف شده برای این کرسی هابرگرفته ازگفتمان امام خمینی (ره) ومقام معظم رهبری وتاکید ایشان برجنبش نرم افزاری وبارویکرد ایجادفضای علمی وعقلانی دردانشگاه بود.

تاپایان سال تحصیلی89،یازده جلسه برگزارشد.سعی برآن بود که موضوعات متناسب باشرایط زمانی  جامعه ودانشگاه انتخاب شوند.برهمین اساس وباتوجه به جوپرالتهاب سیاسی جامعه ودانشگاه وکشمکش های دانشجویان موضوع جلسات به این گونه انتخاب شدند

1-جنبش های دانشجویی،اهداف،ظایف وکارکردها

2-جنبش های دانشجویی وگفتمان امام خمینی

3-ازنهضت حسینی تانهضت خمینی

4-آسیب شناسی سیرروشنفکری درغرب و ایران(1)

5- آسیب شناسی سیرروشنفکری درغرب و ایران(2)

6-آزاداندیشی،مبانی وموانع

7-زن درگفتمان انقلاب اسلامی(1)

8- زن درگفتمان انقلاب اسلامی(2)

9-دانشجوودانشگاه دردهه چهارم انقلاب اسلامی

10-مختصات دانشگاه اسلامی(1)

11- مختصات دانشگاه اسلامی(2)

برگزاری این کرسی ها به نحوبسیار مطلوبی فضای دانشگاه را دگرگون کرد،به طوری که فضای احساسی وهیجانی زمان انتخابات وقبل ازآن،به فضای عقلانی ومنطقی گفتگو تبدیل شد ومباحث این کرسی ها به طورگسترده درکلاس ها ومحافل دانشجویی برسرزبان هارفت.

حاکم شدن این فضاسبب شدتادانشجویانی که مدعی پیروی ازخط امام بودند وعامل ایجادناآرامی هاوفضای جنجالی بودند،بعدازچندجلسه ،درعرصه رقابت بامنطق وگفتمان انقلاب اسلامی کم آورده وعملا قادربه ادامه مباحث وبیان نظرات وعقاید خود نباشند.همچنین این فضافتح بابی شد برای بیان بسیاری ازشبهاتی که درذهن دانشجویان بود و پاسخی برای آنهانداشتند.

ابرازرضایت دانشجویان ازاین حرکت وتاییدآن بعدازهرکرسی،انگیزه مارابرای ادامه مسیردوچندان می کرد.ممابه خوبی دریافتیم که دانشجوتشنه شنیدن حقایق است واگردرفضایی آکنده ازبرهان واستدلال وهمراه باآرامش قرارگیرد،بی گمان حقیقت راخواهد یافت.

اینک امیدآن داریم تادرسال آینده بابرنامه ریزی بهتربه استقبال این کرسی هابرویم.وامیدآن داریم که توانسته باشیم قدمی هرچندکوچک وناچیز درراستای لبیک به ندای امام خامنه ای برداشته باشیم.

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 13 June 10 ، 10:48
مهدی دلبند

تمدن غرب که روزگاری خود را تمدن ارشدمی نامیدوادعای کدخدایی دهکده جهانی راداشت،امروز رو به افول گذاشته و درسراشیبی سقوط قرارگرفته است.این تمدن امروز برای بقا وبه تاخیر انداختن مرگ خود می جنگد.غرب به هر راهی متوسل می شود تاتمدن پوشالی درحال احتزار خود راازمرگ حتمی برهاند وچندصباحی بیشتر به چپاول ملت هاوکشتارمستضعفان همت بگمارد.

غربی که باشعارهای زیبا و رنگ ولعاب شده ای مثل حقوق بشر و آزادی ،صدای ملت ها راخفه کرده بود،امروز بافریادبیدارشدگان ،لحظه ای آرامش ندارد وخواب های خودرابرای تسخیر جهان بربادرفته دیده ونقشه هایش برای حکمرانی بلامنازع برملت هارانقش برآب.تمدنی که ازهیچ جنایتی شرم نداردومی خواهدبازوراسلحه ،روح پست حیوانی خود رابه دیگران منتقل کند.

امروز تمام هیبت و هیمنه این کاخ ستم ووارثان فرعون دررژیم منحوس صهیون جمع است.که برای جلوگیری از افولش که همانا مرگ تمدن غرب است،حتی به کودکان چندماهه نیزرحم نمی کند.وامروز باحمله به کاروان آزادی که وجدان بیدارجهانی بدرقه راه آنها بود،شعارآزادی خود رادرعمل نشان دادند واین خودآیتی روشن ازدست وپازدن جلادان صهیون درگرداب فروپاشی است.کاروان آزادی که تنها هدفش رساندن داروبه کودک زخم خورده فلسطینی بود.کاروانی که تنها می خواست اشک های مادران غزه ازگونه هایشان بزداید وبه آنان نوید صبروپیروزی دهد.کاروانی که حامل پیام آزادی برای مردم دربندغزه بود.

اما فرزندان نمرود وفرعون باردیگرنشان دادند که «اولئک کالانعام بل هم اضل ».ودردآورترآنجاست که آنها که دستشان درکشتن جوانان سرزمین زیتون وفرزندان قدس با اسرائیل در یک کاسه است،حتی از محکوم کردن نیز دریغ دارند.وازاین دردآورترآنجاست که دنیامداران ومنافقان ومزدوران رخنه کرده درپیکره امت اسلام ،که پیش ازاین دست دوستی با گرگ های وحشی صهیون به گرمی فشرده بودند،همچنان ازپشت وازجلو خنجر درقلب بی پناهان ومظلومان فلسطین فرو می کنندوهیچ شرم وحیایی ندارند.

اینک که درآستانه بیست و یکمین سالگرد عروج ملکوتی پیرمراد همه مستضعفان عالم،خمینی عزیز قرارداریم،شاهدیم که نهال انقلاب خمینی اکنون بارورشده ودرحال میوه دادن است.اگرآن روز خمینی کبیر پرده ازچهره سفاک رژیم اشغالگر قدس برداشت،امروزدرهرگوشه جهان که نام خمینی به گوش حقیقت جویان وآزادیخوان رسیده است،فریادبرائت سرمی دهند.

اگرآن روز حضرت روح الله تمامی هیبت و شکوه کاخ های استکبار رادرهم شکست ولرزه براندام خداوندان زر و زور وتزویر انداخت،امروز ملت های بیدار ووجدان های آگاه پای خود را جای پای خمینی وآرمان خمینی می نهند.

امروز انقلاب اسلامی جهانی شده است وآن روز دیرنیست که درگوشه گوشه دنیا شاهد وقوع انقلاب های اسلامی ملت های دربندبرعلیه زورگویان باشیم.

اینک آخرین لحظات اضمحلال شیطان بزرگ است ودرگرداب خودساخته ،پنجه درپنجه مرگ انداخته وآخرین نفس ها رامی زند.

«ونرید ان نمن علی الذین استضعفوفی الارض ونجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 04 June 10 ، 15:14
مهدی دلبند

موضوع دانشگاه اسلامی ازهمان روزهای ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی درکشورمطرح شد.این امربسیارمهم وحیاتی ازهمان ابتدا ازاصلی ترین دغدغه های نیروهای دلسوزانقلاب به ویژه امام خمینی (ره) بود. به طوری که مروری برپیام های ایشان دراین باب به خوبی گویای این دغدغه است.دغدغه ای که پس ازگذشت سه دهه ازانقلاب هنوز میان روشنفکران ومسئولان انقلاب وجوددارد.وتاکنون متاسفانه هیچ اقدام موثری دراین راستا صورت نگرفته است.بی شک اهمیت تحقق بخشیدن به دانشگاه اسلامی واسلامی کردن علوم برکسی پوشیده نیست.اما دقت نظر درصحبت های بنیانگذارکبیرانقلاب اسلامی وجستجوی مفهوم علم ودانشگاه اسلامی درساحت اندیشه ایشان این اهمیت وضرورت را دوچندان می کند.

اما خمینی (ره)مقصددانشگاه ودانشجورا مقصد انبیا می داندومی فرماید((مامی خواهیم یک جمعیتی نورانی پیدابکنیم،یک قشرهای نورانی که وقتی وارد می شویم دریک دانشگاهی،عملش نورانی ،علمش نورانی،اخلاقش نورانی،همه چیزش نورانی باشد.الهی باشد.پیروزی نه برای این است که مابرسیم به مثلایک آزادی .برسیم به یک استقلالی ومنافع برای خودمان باشد...این هامقدمه است.همه اش مقدمه این است که یک ملت انسان پیدابشود.یک ملتی که روح انسانیت درآن باشدپیدابشود.تحول پیدابشود درخوداشخاص.آن چیزی که مطرح است پیش انبیا انسان است.آن چیز،چیزدیگرنیست.انسان مطرح است پیش انبیا.صحیفه نور16/3/58))

حضرت امام (ره) مقصدانبیا را که دانشجویان را به پیمودن آنان فرامی خوانداین چنین معرفی می کند((تمام مقصدانبیابرگشتش به یک کلمه است وآن معرفت الله است..تمام. مقدمه این است.اگردعوت به عمل صالح شده است.اگردعوت به تهذیب نفس شده است،اگردعوت به معارف شده است،تمام برگشتش به این است که آن نقطه اصلی را که درفطرت همه انسان ها هست .حجاب راازش بردارند تاانسان به اورسد.واو معرفت حق است.مقصدعالی همین است.صحیفه امام ج2)).

بنابراین به خوبی نمایان است که دانشگاه اسلامی ازدیدگاه امام دانشگاهی است که انسان به سوی الله رهنمون شود .وتسهیل کننده سیرمعرفت الله باشد. براین اساس است که امام (ره) ضمن نقد برداشت رایج ازعلوم انسانی که دردانشگاه هاتدریس می شودمی فرماید((:آن معنایی که ازعلوم دانشگاه ها مامی خواهیم وآن معنایی که ازعلوم مدارس قدیمه مامی خواهیم،همین معنا نیست که درسطح ظاهرالان است.ومتفکرین ماهمان سطح را دارند درآن می کنندوبسیارهم ارجمنداست کارهایشان.لکن آنکه اسلام می خواهداین نیست.آنکه اسلام می خواهد،تمام علوم،چه علوم طبیعی باشد وچه علوم غیرطبیعی باشد،آنکه اسلام می خواهد ،آن مقصدی که اسلام  دارداین است که این مهارشودبه علوم الهی وبرگشت به توحیدبکند.هرعلمی که جنبه الوهیت درآن باشد،یعنی انسان طبیعت راکه می بیند،خدارادرآن ببیند.ماده راکه می بیند،خدارادراو ببیند.آنکه اسلام برای اوآمده است برای برگرداندن تمام موجودات طبیعی به الوهیت وتمام علوم طبیعی به علم الهی .وازدانشگاه ها هم همین معنی مطلوب است.صحیفه امام ج8 ص6)).

ایشان درجای دیگرفرق بین دانشگاه اسلامی ودانشگاه غربی رااین چنین بیان می کنند((:فرق بین دانشگاه اسلامی ودانشگاه های غربی باید در آن طرحی باشد که اسلام برای دانشگاه هاطرح می کند.دانشگاه های غربی به هرمرتبه ای هم که برسند،طبیعت راادراک می کنند،طبیعت رامهارنمی کنندبرای معنویت.اسلام به علوم طبیعی نظراستقلالی ندارد.تمام علوم طبیعی به هرمرتبه ای که برسندبازآن چیزی که  اسلام می خواهد نیست.اسلام طبیعت رامهار می کندبرای واقعیت و همه را روبه وحدت و توحیدمی برد.تمام علومی که شما اسم می بریدوازدانشگاه های خارجی تعریف می کنیدوتعریف هم دارد،اینهایک ورق ازعالم است.آن هم یک ورق نازک ازهمه اوراق.صحیفه امام ج8 ص7))

بی گمان دانشگاه اسلامی تنها باتغییرظواهر وساختن مسجدوحسینیه وتشکیل تشکل های مذهبی یاوارد کردن تعدادی دروس دینی واسلامی ،اسلامی نمی شود.آن چیزی که بایدتغییرکند،محتوای آموزشی است که این دربیان امام نمایان است((آن چیزی که ملت هارامی سازدفرهنگ صحیح است.آن چیزی که دانشگاه هارابارور می کندکه برای ملت مفیداست،برای کشورمفیداست،آن عبارت ازآن محتوای دانشگاه است نه درس است.صنعت ماعدای ایمان،فسادمی آورد.علم ماعدای ایمان فسادمی آورد.«اذافسدالعالم،فسدالعالم».هرچه علم بیشترشد،فسادش هم بیشتراست.صحیفه امام ج17 ص114))

دانشگاه درابتدای انقلاب عرصه درگیری وفعالیت گروه های مختلف سیاسی بود.به طوری که ازهویت واقعی خود دورگشته بود.احزاب وگروه ها دردانشگاه ها اقدام به کارهای مختلفی ازجمله برگزاری گردهم آیی ها ،پخش نشریه وحتی تبادل اسلحه نیزمی کردند.این فضابه گونه ای پیش رفت که امام راحل (ره) ازدانشگاه به عنوان «اتاق جنگ»تعبیرکردند.اما نقطه عطف انقلاب فرهنگی وتحول دانشگاه ها صدورپیام امام به مناسبت حلول سال نودرتاریخ 6فروردین 59 بود.«تاکید برایجادانقلاب اساسی دردانشگاه های سراسرکشور»،«تصفیه اساتیدمرتبط باشرق وغرب»و«تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی»ازمهترین نکات بند11 این پیام است.

مقصود ازدانشگاه اسلامی برای بسیاری از افراد مبهم بود.لذاحضرت امام (ره) درسخنرانی مهمی که درتاریخ1/2/59 درجمع دانشجویان ودانش آموزان داشتند،مقصوداز اصلاح دانشگاه ها را تبیین می کنند.درمطالب بعد به مفاداین سخنرانی پرداخته می شود.

امام درتاریخ23/3/59 فرمان تشکیل شورای انقلاب فرهنگی راصادرنمودند.درفرمان خودباردیگر برضرورت تحول در دانشگاه ومحتوای آموزشی تاکیدکردند.بعدازآن چندباراین شورا بانظرامام ترمیم شد ودرنهایت درتاریخ19آذر63 شورای عالی انقلاب فرهنگی باترکیب جدیدتشکیل شد.

امام راحل نه تنها درطول حیات بابرکت خویش دغدغه ایجاد یک دانشگاه اسلامی راداشتند بلکه دروصیت نامه خود نیز با اشاره به توطئه های دشمنان برای نظام تعلیم وتربیت به ملت ایران می فرمایند((:ازتوطئه های بزرگ آنان چنانچه اشاره شد وکرارا تذکرداده ام ،به دست گرفتن مراکز تعلیم وتربیت خصوصا دانشگاه هاست.که مقدرات کشورها دردست محصولات آنهاست.دردانشگاه نقشه آن است که جوانان راازفرهنگ وادب وارزش های خودی منحرف کنندوبه سوی شرق یاغرب بکشانندودولتمردان را ازاینان انتخاب وبرسرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هرچه می خواهند انجام دهند وکشور را به غارت زدگی وغرب زدگی بکشانند.))

اینکه پس ازسه دهه که ازانقلاب اسلامی می گذرد وهنوزهیچ اقدامی درزمینه اسلامی کردن دانشگاه ها انجام نشده وهنوز شاهدریزش نسل جوان وپاک درجولان اندیشه های انحرافی و التقاطی هستیم،سوالی است که متولیان امرباید به آن پاسخ دهند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 31 May 10 ، 08:08
مهدی دلبند