مهدی دلبند

مهدی دلبند

نویسندگان

حجاب به عنوان یک واجب شرعی وظیفه هرمسلمانی است.چراکه حجاب وعفاف ضامن بقای جامعه وسلامت اخلاقی افراداست.بی شک دریک جامعه دینی عدم رعایت حجاب وعفاف درسطح جامعه،نه تنها گناه است بلکه ازلحاظ قانونی جرم شناخته می شود.بنابراین وظیفه دولت است که بامظاهر بی حجابی برخوردقاطع نماید.

اخیرادرسطح کشور تحرکاتی پیرامونی موضوع عفاف وحجاب درحال انجام است.مردم در تجمعات و تظاهرات خودجوش خود خواستاربرخورد مسئولین با پدیده شوم بی حجابی هستند.این حرکت های مردمی باردیگر حجت را بر آنها تمام کرد وبصیرت و هوشیاری امت حزب الله را در شناخت فتنه های دشمن آشکارساخت.

استکبارجهانی پس ازناکامی های بسیار درعرصه سیاسی نظامی واقتصادی وارد نبرد فرهنگی با انقلاب اسلامی شده است وباترویج بی بندوباری واباحی گری سعی دراستحاله وفروپاشی عقیدتی جوانان دارد.بدین منظور ازتمامی امکانات خودبهره گرفت تا حیا وعفت راازجامعه دینی بزداید و جامعه ای عریان مانند جوامع خود بسازد.لیبرالیسم فرهنگی در تهاجمی ناجوانمردانه و نابرابر بذرفساد و بی حیایی را دربین جوانان ما پاشید و متاسفانه دراین راه تاحدودی نیزموفق شده است.

باغفلت و کم کاری  مسئولان این تهاجم به سرعت فراگیرشد وکاراکنون به جایی رسیده است که صبرامت حزب الله به پایان رسیده وخواستاربرخوردجدی با این قضیه هستند.

گرچه اهمال وکم کاری مسئولان ذیزبط در این امربسیارمهم علی رغم تاکیدات مکررمقام معظم رهبری به هیچ وجه قابل قبول نمی باشد،اما امروز که مردم حجت رابرآنها تمام کرده اند ومبارزه با مظاهر بی حجابی به خواسته همگانی تبدیل شده است برمسئولین فرض است که با اقدامات سنجیده ضمن بسط وترویج فرهنگ عفاف وحجاب باکسانی که ههنجارهای جامعه را رعایت نمی کنند برخورد نمایند.

بی شک تنها با اقدامات قهری نمی توان فرهنگ عفاف وحجاب را ترویج داد.بلکه این معضل باید به صورت ریشه ای حل شود.حجاب باید به صورت علمی و عملی وارد نظام آموزش و پرورش شده و جوانان از همان ابتدای تحصیل با آثار حجاب و آفات بی حجابی آشناشوند.نوع نگاه به حجاب نه یک امر سلبی و ایجابی که باید یک امر ارشادی باشد.اگرجوان به زیبایی های حجاب پی ببرد،آنگاه با فطرت حقیقت پذیر خود آگاهانه حجاب را برخواهدگزید.اگر قبح بی حجابی و حسن حجاب برای یک نوجوان وجوان روشن شود او خود به سمت گزینش حجاب خواهدرفت.

بنابراین راه حل اساسی برای رفع معضل بی حجابی و مقابله با این تهاجم سهمگین وشیطانی دشمن باید پوشش و عفاف برای جوانان ما یک ارزش شود وفرهنگ عفاف در همه ابعاد جامعه ترویج داده شود.  

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 29 May 10 ، 05:26
مهدی دلبند

جامعه شناسی دانشی است که به بررسی وتحلیل وقایع واموراجتماعی وفردی می پردازد.مسائلی ازقبیل فقر،بیکاری ،بزهکاری،آسیب های اجتماعی،رابطه فرد با گروه ها وجامعه وبسیاری مسائل دیگر درحیطه دانش جامعه شناسی قرار می گیرد.این دانش به یک جامعه کمک می کند تابرنامه ریزی مناسب ومطلوبی برای وضعیت حال وآینده خودداشته باشد.درواقع جامعه شناسی بابررسی آسیب ها وموانع وارائه راه حل های مناسب به جامعه برای بهبود وضع موجود ورسیدن به وضعیت آرمانی کمک شایانی می کند.نکته قابل توجه آن است که متخصصان این دانش باید مبتنی برباورها،فرهنگ،رسوم وشرایط جامعه ای که درآن زندگی می کنندبه تدوین نظریه بپردازند.بدیهی است که نظریه ای که با ارزش ها وباورهای مردمان آن جامعه مغایرت داشته باشدهیچ گاه نمی تواند به بهبود وضع موجودکمک نماید.چه اینکه سبب ایجاد مشکلات جدیدی نیز می شود.

آنچه در دنیا و درکشورما به عنوان دانش جامعه شناسی دردانشگاه هاتدریس می شود،به خوبی گویای تناقض ومغایرت مذکوراست.آنچه تدریس می شودترجمان اندیشه های مادیگرایانه فلاسفه غربی است که درتضادآشکاربا بینش الهی ودینی مردم جامعه ماست.جامعه شناسی آنچنان که ازنامش پیداست بایدبه شناخت جامعه بینجامد وبه عنوان یک دانش کاربردی درخدمت مردم باشد.محصول جامعه شناسی مادیگرا آن است که امروزه درجوامع غربی به خوبی شاهدآن هستیم.این یک امرمسلم است که برای جامعه ای که ازبافت عمیق دینی و فرهنگی اسلامی واعتقاد به ماورا و جهان عقبی برخورداراست،نمی توان نسخه های مادی تجویزکرد.بنابراین این نیازبه خوبی احساس می شودکه بارجوع به پیش زمینه های اعتقادی وفرهنگی خود بایدبه تولیددانش بومی پرداخت.دانشی که واحدتحلیل آن نه عقل ابزاری اومانیستی که فطرت الهی انسان است.

دین مبین اسلام  مشحون از دستورالعمل ها و قوانین مورد نیازبشربرای زندگی فردی وجمعی و رسیدن به رشدوتکامل است.سیره علمی وعملی انبیا و ائمه علیهم السلام الگوی واقعی برای زندگی است. تنهاراه برون رفت از بحران های هویتی و معرفتی دنیای امروز تکیه بردانش جامعه شناسی منبعث ازکلام وحی و سیره اولیای دین است که البته باید برای این الگوی زندگی به تولید گفتمان وطراحی نظریه پرداخت .این مطلب راادامه خواهم داد ان شاءالله.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 13 April 10 ، 05:10
مهدی دلبند

چهارمین جلسه کرسی های آزاداندیشی را دیروز دردانشگاهمان -دانشگاه یاسوج- برگزارکردیم.الحمدلله این جلسه نیزمانند سه جلسه گذشته درکمال آرامش وامنیت برگزارشد.وروح علمی ومنطقی برجلسه حکمفرمابود.موضوعات سه جلسه گذشته عبارت بودند از:جنبش های دانشجوییُ هداف ووظایف-گفتمان امام وجنبش های دانشجویی ونهضت حمینی نهضت حسینی بود.وموضوع جلسه چهارم آزاداندیشی مبانی رویکردها و آسیب ها بود.

جلسات درسطح دانشجویی و از طرف انجمن اسلامی مستقل دانشگاه برگزارمی شود وتا پایان سال تحصیلی هرهفته تشکیل خواهد شد.

پس از چهارجلسه که درواقع لبیکی بود به ندای مقام معظم رهبری به خوبی تشنگی روح حقیقت جوی جوانان دانشجو را برای کشف حقایق احساس کردیم.تمام تاکید ما براین بود تافارغ ازتمام هیاهوهای سیاسی ودریک فضای علمی به بررسی مبانی ومفاهیم موضوعات پرداخته شود.

نیک می دانیم که یگانه راه برون رفت ازمشکلات امروز جامعه همین کرسی های نظریه پردازی وآزاداندیشی است .یعنی یک فضای سالم که درآن اندیشه های گوناگون درمورد مسائل گوناگون به رای ونظر گذاشته شود.این همان اصلی ترین نیاز دانشگاه های ماست که ازفقدان آن بسیار رنج می بریم.

واقعیت این است که فضای امروز دانشگاه های ما آلوده به ویروس مهلک غربزدگی است وبه جای آنکه کارخانه انسان سازی برمبنای تعالیم الهی باشد محلی برای اتلاف سرمایه عمر وفراگیری علوم لاینفع است. علومی که منقطع از وحی والحادی است.فضایی که نه تنها صراط مستقیم رانمی نمایاند چه بسا راه کفروضلالت را نشانمان می دهد.وچه زیبا فرمد آن پیرفرزانه که اگر دانشگاه اصلاح شود مملکت اصلاح می شود.

محیط بیمار روشنفکری امروز در دانشگاه های ما سرعت تکاپو وتعالی را برای بسط معارف الهی از ما گرفته است.چه جوانان پاک ومعصومی که به واسطه قرارگرفتن در این فضای آلوده دچار استحاله فکری شده ودر دامن الحاد وضلالت گرفتارآمدند.

پس از برگزاری این چهارجلسه از خود احساس رضایت دارم وبه نتایج آن امیدوارم.این کرسی های دریچه ای بود برای کمی نفس کشیدن فارغ از متون ترجمه شده غربی .فرصتی برای بیان حقیقت وزدودن غبارغفلت ومظلومیت ازچهره اسلام .

به هرحال بانوشتن این مطلب قصد آن داشتم که با افتخاربگویم که ما اولین جرقه را زدیم تاکنون ازماحصل خود راضی وشادیم.وخدای راشاکریم که توانستیم قدمی در راه اجرای منویات مقام عظمای ولایت برداریم.البته ذکراین نکته ضروری است که این کار کاملا با اراده وهمت دانشجویی انجام شده است.

امیدوارم که این جرقه فراگیر شود و آتش آن دامن علوم لاینفع غربی رابسوزاند و به سمت احیای دوباره تمدن ایرانی اسلامی پیش رویم. 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 10 March 10 ، 08:01
مهدی دلبند

تمام شواهد و قراین حاکی از آن است که نظام سرمایه داری به پایان عمر خود رسیده است.این نظام که سودای سعادت وخوشبختی بشر را در سر می پروراند اینک پس از ناکامی در همه ی وعده هایش به سمت فروپاشی و پیوستن به موزه ی تاریخ پیش می رود.

تاقبل ازظهورانقلاب اسلامی،جهان درسیطره دوابرقدرت شرق وغرب بود ودیگران سرتعظیم فرود آورده وروبه سوی کعبه این دو کرده وبرآنها سجده می کردند.بافروپاشی ایدئولوژی شرق یعنی کمونیسم که تمام عمر خود رادرراه خدازدایی صرف کرد،نظام سرمایه داری غربی خود را یکه تاز درجهان احساس کرد ورؤیای کدخدایی دنیا رادرسرپروراند.اما این رؤیا مدت زیادی دوام نیاورد وغرب خود را درمقابل پدیده ای به نام اسلام آن هم از نوع اسلام ناب محمدی دید.

دیر زمانی نیست که فرانسیس فوکویاما مکتب لیبرال دموکراسی را مکتب پایان تاریخ اعلام کرد.مکتبی که دموکراسی وآزادی را نهایت آمال بشر قرار داده و برای رسیدن به آن وساختن جهانی مبتنی براین دو کوشش می کند.

پروسه جهانی سازی مدرنیته درواقع درپی آن است که همه اقوام ونژادها ومذاهب را درخود حل کند وهمگان رابه زیر این پرچم در آورد.بدین منظور هم در بعد کمی وهم دربعدکیفی وبه هرطریق ممکن در حال ترویج وبسط ارزش های این مکتب است.اما آنچه به وضوح دیده می شودتنازع ودرگیری این نحله فکری با یک مکتب فکری دیگر به نام اسلام است که با احیای آن در نیمه دوم قرن بیستم به یکباره سدی بزرگ در برابر پروسه تمدن غرب ایجادکرد.

انقلاب اسلامی ملت ایران درسال 57،باطلوع خود دوران مدرن رابه چالش کشید وبابیدارکردن فطرت های خفته، زنگ خطر را برای منادیان ومعماران لیبرالیسم به صدادرآورد.

امروزهمه آنچه که دردنیا اتفاق می افتد،تقابل ورویایی این دوگفتمان است.یکی بشریت را به سوی سعادت و تعالی وبه سوی خداوند سوق می دهد ودیگری انسان ها رابه قهقرای رذالت وحیوانیت می کشاند.یکی جامعه بشری رابرمبنای توحید وخداپرستی بنا می کندودیگری انسان ونفس را محور قرار داده است.

انقلاب اسلامی مکتبی مبتنی براسلام بود که دردل تاریکی درخشید وندای لااله الا الله رادرقرن بیستم وعصر جاهلیت سرداد وباردیگر فریاد ((قولولااله الاالله تفلحوا)) برآورد وهمگان رابه چنگ زدن به ریسمان خداوند ودوری ازخداوند فراخواند.دراین بین نظام لیبرال سرمایه داری که وجود خود رادرخطرمی دید وآرمان های خود را بربادرفته می یافت ،به مقابله با اسلام ناب پرداخت.اسلامی که انقلای بود وشعارش نابودی کاخ های ستم وسلطه وآرمانش به ارث بردن زمین توسط پابرهنگان بود.آرمانی که هزاران سال وهزاران پیامبر برای آن جهادکردند .آرمانی که هدف بعثت انبیا ووعده خداونداست.

اسلامی که در منطق آن نه سازش ونه تسلیم جایی نداشت.این بود که ازهمان طلوع فجر انقلاب اسلامی ،غرب تمام همت خویش رابه کاربرد تااین رقیب را نیز ازصحنه به درکند وهمچنان طلایه دار ظلمت وتاریکی باشد.

کاربزرگ انقلاب اسلامی به چالش کشیدن غرب درحوزه اندیشه بود. دنیای غرب مفاهیمی مثل آزادی،دموکراسی ،حقوق بشر ومفاهیم دیگری ازاین دست را به تام دنیا صادر کرده بود وهمه فرهنگ ها را درفرهنگ منحط خود هضم کند.اما ظهور انقلاب ملت ایران که مبتنی برآموزه های اسلام بود همه این مفاهیم رابه چالش جدی روبرو کرد.

ماحصل منازعه 31ساله انقلاب اسلامی باغرب حکایت ازآن دارد که دنیای سلطه نه تنها دراجرای پروژه حذف اسلام وبه طورکلی حذف دین ازعرصه زندگی بشر ناکام مانده ،بلکه امروز خود رادرگرداب فروپاشی گرفتار می بیند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 06 March 10 ، 06:36
مهدی دلبند

اولین سال ازدهه چهارم انقلاب اسلامی را درحالی به پایان بردیم که عمرسی ساله انقلاب سرشاراز فراز وفرودها،فرصت ها وچالش ها وریزش ها ورویش ها بوده است.بی تردید سخن درباره مسیر پیش رو وآینده انقلاب نیازمند بازنگری در این راه پیموده شده است.درحالی که بسیاری ازانقلاب های جهان معاصر پس از دوران کوتاهی که ازعمرآن می گذرد، دچار سیرفرسایشی شده وبا اهداف،شعارها وآرمان های اولیه خود فاصله گرفته اند،انقلاب اسلامی مردم ایران باافقی روشن وچشم اندازی روبه فردا همچنان شاداب وپرشتاب به سمت اهداف خود درحرکت است.انقلاب اسلامی امروز یک جوان سی ساله است با انبوهی ازتجارب گرانبها.

به گواهی تاریخ انبیای عظام همواره در پی تشکیل حکومت الهی بوده اند، اما به جز درچند مقطع کوتاه موفق نبوده اند.ازاین منظر انقلاب پرشکوه مردم ایران حکومتی الهی با همان اهداف پیامبران است.ازجمله این اهداف می توان به بسط وتبلیغ دین خداوند،مبارزه باطاغوت ونفی ظلم وبرقراری قسط وعدالت اشاره کرد.

بی تردید اهداف ،شعارها وآرمان های هرانقلاب راباید دراندیشه وآثار رهبران آن نهضت  وانقلاب جستجوکرد.امام خمینی (ره) به عنوان بنیانگذار ومعمار کبیرانقلاب اسلامی ازهمان ابتدا وبه طور صریح وآشکار به بیان اهداف انقلاب پرداخته اند.

مروری برصحیف نور –این میراث ماندگارامام راحل (ره)- ما رابا این اهدف آشنا می کند.

حضرت امام (ره) تفاوت انقلاب ایران رابادیگر انفلاب ها چنین بیان می کند:((انقلابات دردنیازیادواقع شده است ویک حکومت رفته است،حکومت دیگرآمده است،یک رژیم رفته،رژیم دیگرآمده است،ولی انقلاباتی که آمده است باید بایددید انگیزه ی انقلاب چه بوده است وبرای چه چیزانقلاب واقع شده وثمره ی این انقلاب چه هست وچه بوده .انقلاب فرانسه،شوروی،سایرانقلاباتی که درعالم واقع شده ،یک انقلاباتی بوده است ویک رژیم هاتغییر کردند به رژیمی دیگر،حکومتی تغییرکرده به حکومت دیگر. اما انگیزانگیزه مادی بوده است.انگیزه انگیزه دنیایی بوده است.آن وقتی که روسیه قیام می کند،رژیم سابق راازبین می برد،انگیزه اش این بوده است که این دنیا دست من باشدنه دست او.الان هم که همه رژیم های دنیا درسرکار هستند،این هااعمالشان امیال دنیایی است.یاکلون کماتاکل الانعام؛مثل همان حیواناتی که باهم جنگ می کنندویکی دیگری راازبین می برد،انگیزه یک انگیزه طبیعی است. یک انگیزه دنیایی است.این دنیا رااو می خواهد برای خودحفظ کند،آن هم برای خودش می خواهد.قدرت را اوبرای خودش می خواهد ،آن هم برای خودش می خواهد.اما انگیزه انبیا درانقلاباتشان،درقیامشان نبوده است،اگردنیا رااصلاح کردند تبع بوده است،انگیزه الهی بوده است.برای خدابوده  وبرای معارف الهی وبرای بسط عدالت الهی درجامعه.آن انگیزه است که این انقلابات را ازهم جدامی کند.ما این انقلابی که کردیم وملت ماکرد،این رابه حسب آن طوری که ازاول ندای اوبلندشد.الان هم این ندابلنداست.این انقلاب برای اسلام بوده است نه برای کشور،نه برای ملت،نه برای به دست آوردن یک حکومت ،برای این که اسلام راازشرابرقدرت ها وجنایتکارهای خارجی وازشر سلیقه های کج داخلی وداخل اسلامی نجات بدهد.(صحیفه نور،ج20 ،ص203و204).

دراین فراز، حضرت امام با رد همه نظریات مادی ،انقلاب راالهی می داند وآن را از انگیزه هایی چون قدرت طلبی ،رفاه طلبی وافداف ملی گرایانه مبرامی داند.تاریخ نشان داده است که همواره گروهی پیدامی شوند وحکومت قبلی رااز بین می برند واین ازسنت های تاریخ است. امام خمینی باتمایز قائل شدن میان انقلاب وقیام برای خدابا دیگر قیام ها وانقلاب ها می فرماید((:آن دستوری که قرآن مجید در چندکلمف فرموده اند،برای نهضت؛که کیفیت نهضت باید چه باشد.آن این آیه شریفه است که می فرماید:انما اعظکم بواحده خطاب می فرماید به رسول خدا که بگو به امت که من یک موعظه فقط دارم وآن این است که قیام کنید برای خدا.اگریک نفرید برای خداقیام کنید.اگرجمع هستید برای خداقیام کنیدقیام برای خدا درمقابل تما قیام هایی که طاغوتی است واگربرای خدانشد شیطانی است.طاغوت است والله.قیام هم یابرای خداست یابرای غیرخدا.آن قیام ،قیام طاغوتی است.غلبه ظالمی برظالم دیگر.غلبه چپاولگری برچپاولگردیگر.قیامی که خدای تبارک وتعالی دستور می فرماید قیام برای الله است.))(صحیفه نور ج15،ص 137-139)

شاید این جمله معروف راشنیده باشیم که انقلاب مهم است ،ولی حفظ انقلاب ازآن مهم تراست.امام که باتحمل رنج ها ومشقت های بسیار وباجانفشانی خود نهضت اسلامی رابه ثمرنشاند.همچون باغبانی دلسوزومهربان ،دغدغه رشدوشکوفایی آن راداشت .به همین دلیل همواره مردم رابه حفظ وپاسداشت انقلاب سفارش می فرمود.چراکه آن رامقدمه انقلاب جهانی حضرت امام عصر(عج) می دانست.ایشان رمزبقا وشرط تداوم انقلاب رااین چنین برمی شمرند((بی تردید رمزبقاءانقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است.ورمزپیروزی راملت می داند ونسل های آینده در تاریخ خواهند خواندکه دو رکن اصلی آن انگیزه الهی ومقصد عالی حکومت اسلامی واجتماع ملت درسراسر کشور باوحدت کلمه برای همان انگیزه ومقصد (است).این جانب به همه نسل های حاضروآینده وصیت می کنم که اگر بخواهید اسلام وحکومت الله برقرار باشد ودست استعمار واستثمار واستثمارگران خارج وداخل ازکشورتان قطع شود این انگیزه الهی را که خداوند تعالی درقرآن کریم برآن سفارش فرموده است ازدست ندهید ودرمقابل این انگیزه که رمز پیروزی بقاء آن است ،فراموشی هدف وتفرقه واختلاف است. صحیفه نور،ج21،ص404))

اینک وپس ازگذشت 20سال ازارتحال آن عزیزسفرکرده ملت شریف ایران باتاسی ازوصایای امام خویش انقلاب اسلامی،این میراث گرانقدر امام راپاسداری کرده و  پس ازخلق حماسه به یادماندنی نهم دیماه ، این بار 22بهمنی ماندگارتر از سی سال گذشته در تقویم تاریخ ثبت خواهند کرد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 07 February 10 ، 06:20
مهدی دلبند

 

از بعد از رحلت امام خمینی (ره) تاکنون همواره خط امام داشته و هر کس خود را با پیرو خط امام می داند. هر کس برای اثبات مدعای خود، پاره‌ای از سخنان امام تکیه می کند. اما به راستی خط امام کدام است و خط امامی کیست؟

امام خمینی (ره) که بنیانگذاری بزرگترین انقلاب قرن بیستم شناخت می شود دارای شخصیتی با ابعاد گوناگون است که در پیام های سخنرانی ها و نوشته های خود به خوبی مواضع و افکار و خط و اندیشه خویش را مشخص نموده است جاودانگی انقلاب امام را قطعاً باید در خط امام جستجو کرد. شناخت امام، خط امام و خط امامی ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

پر واضح و مشخص است که خط امام (ره) همان خط پیامبر و ائمه اطهار (ع) و در واقع همان خط قرآن است. قیام امام بر ضد بی قانونی و سلطه و ستم و بی عدالتی، احترام به حقوق مردم، پایبندی مطلق به ارزش های اسلام، تفکیک اسلام ناب از اسلام آمریکایی، شجاعت و اخلاص و تقوای امام همه و همه مبنای قرآنی دارد.

مبانی نظری انقلاب اسلامی همان مبانی نظری بعثت و رسالت است. انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب دینی است. اندیشه و خط امام (ره) در همه حوزه ها و ابعاد انقلاب اسلامی وجود دارد. ایشان وصایا و سفارش های زیادی بر جای گذاشته اند. بی شک شناختن خط امام و خط امامی مستلزم رجوع؛ آرا و اندیشه های آن بزرگمرد است.

که با روشن بینی خود معیارهای بسیار زیبایی برای تشخیص خط امامی از غیر خط امامی بر جای گذاشته اند.

درون مایه انقلاب امام مبارزه با استکبار به رهبری آمریکا بود. شعاری که خود حضرت امام هیچ گاه از آن دست نکشید. شعاری که رمز بقا و ثبات نظام جمهوری اسلامی بعد از گذشت سه دهه از آن است.

اما متأسفانه بعد از رحلت ایشان عده ای خود باخته و غرب باور که مسئولیت های نظام را هم در دست گرفتند از این شعار قرآنی عدول کرده و دم از رابطه و مذاکره زدند. اینان فی‌الواقع ماهیت و ذات نظام سلطه را نشناخته اند. و یا در هوا و هوس ها و زراندوزی ها و عافیت طلبی دنیای خود غرقند.گذری بر سخنان امام را با این استراتژی بنیادی قرآنی آشنا می سازد.

1-نکته مهمی که ما باید به ان توجه کنیم و آن را اصل و اساسا سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهانخواران تا کس و تا کجا ما تحمل می کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبلو دارند به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویت و ارزش های معنوی و الهی مان نمی شناسند به گفته‌ی قرآن کریم،  هرگز دست از مقابله و ستیز با شما بر نمی دارند مگر اینکه شما را از دین تان برگردانند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست ها و آمریکا و شوروی در تعقیب مان خواهند بود. تا هویت دینی و شرافت مکتبی مان را لکه‌دار نمایند (صحیفه‌نور، ج 21، ص 84)

همانطور که ملاحظه می شود قرآن به زیبایی ماهیت نظام سلطه را بر ملا می سازد. اساس مخالفت ها و تهاجم ها و تحریم های استکبار علیه جمهوری اسلامی این است که این نظام یک نظام دینی است. استکبار با دین مخالف است.

مگر امام خمینی (ره) نفرمود «آمریکا شیطان است ذات وجودی شیطان هم مخالفت با دین است. شیطان قسم خورده است که تمامی بندگان خدا را از راه دین منحرف نمایند. تنها کسانی از فتنه و گمراهی شیطان نجات می یابند که به ریسمان دین در همه ابعاد زندگی خود چنگ زنند. استکبار هم به تبعیت از شیطان با تحریف حقیقت، با زیبا جلوه دادن گناه و با تطمیع و ایجاد جذابیت می خواهد ذهن و دل ما را از دین و تمسک به ریسمان محکم خداوند بگسلد.

2-یکی از شعارهایی که دقیقاً بر خلاف مبانی انقلاب اسلامی سالها پیش در کشور ما مطرح شد و اکنون نیز سر داده می شود شعار تنش زدایی بوده می گفتند جمهوری اشلامی سبب ایجاد دشمنی ها و عداوت ها شده و تنش آفرین است. غافل از اینکه اساساً انقلاب اسلامی برای ایجاد تنش درست شده است.

انقلاب اسلامی آمده است تا ریشه ظلم و بی عدالتی را بر کند. نه اینکه با شیطان و ایادی آن مصالحه و مسامحه کند. چه اینکه اگر این طور بود اصلاً چه نیازی به انقلاب اسلامی بود. امام (ره) در این باره می فرماید «بعضی مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و کینه توزی در مجامع جهانی توصیف، مورد شماتت قرار می دهند و با دلسوزیهای بی مورد و اعتراض های کودکانه می گویند «جمهوری اسلامی سبب دشمنی ها شده است و از چشم غرب و شرق و ایادی شان افتاده است» که چه خوب این سئوال پاسخ داده شود که ملت های جهان سوم و مسلمانان و خصوصاً ملت ایران در چه زمانی نزد غربیها و شرقیها احترام و اعتبار داشته اند، که امروزه بی اعتبار شده اند؟ اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه‌ی عزت و اعتبار پیامبر (ع) و ائمه معصومین (ع) را با دست های خود ویران نماید آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند ولی در همان حدی که آنها آقا باشند به ما نوکر، آنها ابرقدرت اشند، ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوارها حافظ منافع آنها نه یک ایران با هویت ایرانی- اسلامی ، بلکه ایرانی که شناسنامه‌اش را امریکا و شوروی صادر کند: ایرانی که او ارابه‌ی سیاست آمریکا یا شوری را بکشد و امروزه همه مصیبت و عزای آمریکا و شوروی و شرق و غرب این است که نه تنها ملت ایران از تحت الجایگی آنان خارج شده است که دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت می کند» (صحیفه امام، ج 21، ص 90 و 91)

و در صفحه 482 از همین جلد می فرماید «این ها می گویند ایران منزوی است، الان هم می گویند مقصودشان این است که پیش ملت ها منزوی است یا مقصود این است که پیش دولت ها منزوی است؟ اگر مقصود این است که پیش ملت ها منزوی است. خوب، بیایند تجربه کنند، چند تا اتومبیل بیاورند، یکی رئیس جمهوری آمریکا را تویش بنشانند، یکی هم رئیس جمهور ی صدرگزای شوروی را بنشانند، یکی هم رئیس جمهوری فرانسه را بنشانند؛ یکی هم ملکه‌ی انگلستان، می رویم در بلاد دیگر حتی بلاد غیر مسلمین، ببینیم که معامله مردم با این چندنفر سر کرده فرض کنید که هست- چه جوری است؟ آیا معامله همان معامله‌ای نیست که پاکستان با رئیس جمهور کردند؟ با آنها چی؟ با تخم مرغ و با چه تنفر از آنها پذیرایی می‌کنند. اگر مقصود این است که پیش دولت ها منزوی هستیم، امروز هیچ دولتی نیست که انتظار نداشته باشد که ایران به او یک نرمش نشان بدهد. آمریکا این طور است. شوروی این طور است، فرانسه این طور است: آنها منزوی هستند. این تبلیغات زیاد هی گفته می شود. گفته می شود و یک عده هم باور می کنند قبلاً البته باور زیاد بود. حالا در ایران باور کم شده است و یک عده‌ای خودشان را به باور می‌زنند و لیکن توده مردم دیگر این حزب های تبلیغاتی را باور نمی کنند.» (صحیفه امام ، ج 21، ص 482)

 امروز همان غرب باوران و غرب یاوران و روشنفکران غرب زده و مزدوران نظام سلطه بیشترین هجمه را به سیاست خارجی دولت روا می دارند. تنها به این دلیل که این دولت سر تعظیم در برابر غرب خم نمی کنند و با اقتدار تمام در برابر زیاده خواهی های آنان ایستاده است.

این استراتژی قرآن است که روزی همین مستضعفین و پابرهنگان حاکمان زمین خواهند شد و روزی کاخ زر و زور و تزویر از هم فرو می پاشد و زمین را بندگان صالح خداوند به ارث می برند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 15 December 09 ، 12:40
مهدی دلبند

بررسی آثار امام خمینی(ره)نشان می دهد که ایشان براهمیت ایگاه و نقش دانشگاه و دانشجو

 بسیار تاکید فرموده اند.به طوری که دانشگاه دو دانشو را موتور حرکت نظام ،سنگر سازندگی یا

تخریب، امید ملت، مرکز همه چیز و محور تمام مسائل پیشرفت یا انحطاط ،نجات یا هلاک کشور

می دانستند.

برای روشنتر شدن موضوع وآشنایی با افکار امام بخشی از سخنان ایشان در جمع شورای عالی

 انقلاب فرهنگی باهم مرور می کنیم.

**درهمه امور باید حساس بود.اما فرق است مابین آنی که این حساسیت باید

 ادامه پیدابکند.یک چیزهایی که حل می شود.مثلا جنگ داریم.جنگ چیزمهمی

 نیست حل می شود.چیزمهمی نیست و بحمدلله خوب است وضع.وجهات

سیاسی که در دنیا هست آن هم حل میشود ان شاءالله.چیزهایی که باید

 حساس بود اما مسئلع دانشگاه یک مسئله فوق العاده کهاین افرادی که از

 دانشگاه درمی آیند یا مخرب یک کشوری هستند یاسازنده آن کشورهستند.

ودرکشورما یا و به اسلام می برند کشور ما ا یا منحرفش می کنند. این از

چیزهایی است که ازدانشگاه می آید این کار.چناچه از حوزه های علمیه

 می آید این کار.ازاین جهت خیلی مهم است این امر**

همانطور که ملاحظه می شود امام راحل (ره) با دوراندیشی و روشن بینی خود مسئله دانشگاه

را از مسائل بسیار مهم و حیاتی دانسته و آینده کشور به خروجی دانشگاه ها گره می زنند.با

بررسی افکار ،آثار و کارکردهای فارغ التحصیلان دانشگاه  در عرصه های مختلف مدیریت کشور از

ابتدای انقلاب تاکنون به عمق و ژرفای سخنان امام بیشتر پی می بریم.لازم به توضیح است که

 آینده ی کشور را دانشجویان امروز  ومدیران فردای آن می سازند.بنابراین به سمت تعالی و

 پیشرفت رفتن یا به سمت انحطاط و رکود و وابستگی رفات کشور بستگی مستقیم به محصولی

 دارد که دانشگاه به جامعه تحویل می دهد.اما نکته بسیارمهمی که در اینجا می توان به آن

اشاره کرد این است که ((دیروز جبهه دانشگاه بود و امروز دانشگاه جبهه)).شایدکسانی باشند

که این حرف را قبول نداشته باشند و یا کسانی هنوز این مسئله برایشان گنگ باشد، اما این

یک واقعیت انکارناشدنی است.برای روشن شدن این واقعیت به بخش دیگری از سخنان امام

در همان جلسه نظرمی افکنیم

**بالاترین چیزی که دشمن های کشورهای مستضعف و کشورهای

 اسلامی و مخالفین بابشریت انگشت رویش گذاشتند،دانشگاه است.برای

اینکه آنها خوب می دانند که اگردانشگاه درخدمت آنها

باشد یعنی همه کشور درخدمت آنهاست. باید دانشگاه آگاه باشد.توجه

 داشته باشد به این نقشه ها.وجوان های عزیز دانشگاهی ما اینها توجه

 داشته باشند به این مسائل.که از دانشگاه است که

می شود یک ملتی اصلاح بشود واز دانشگاه است که می تواند یک ملتی

 به تباهی کشیده بشود

.این دانشگاه و تربیت دانشگاهی است جوان های ما را یا به غرب می کشد

 یا به طرف شرق می کشد.وآنها را از خودشان تهی می کند.ووجهه آنها را

متوجه به غرب و شرق می کند تا اینکه یا شرق غلبه کند و تمام جهات ا و

تمام ایران را ،شرق را وتمام بلاد مسلمین را از بین ببرد یا غرب غلبه کند

و همه فرهنگ و چیزهای دیگری از ما بگیرند وبه جای آن یک مغز شرقی یا

یک مغز غربی بنشانندو ملت ما را به تباهی بکشند**

امام (ره) خطر حمله و تهاجم فکری و فرهنگی شرق وغرب را برای همگان یادآور می شوند وآن را

 سم مهلک و خطرناک  وباعث تباهی ملت می دانند. این وابستگی هم شامل دانشجویان ،هم

 اساتید و هم متون درسی می شود.بسیاری از علومی که امروزه در دانشگاه های ما تدریس می

شود مخصوصا درحوزه علوم انسانی مبانی فکری و عقیده فلاسفه واندیشمندان غرب -این

 پیامبران مدرنیته- می باشد.واقعیت مسلم دیگر وابستگی فکری پاره ای از اساتید دانشگاه ها به

 مکاتب شرقی و غربی است که خواسته یا ناخواسته مرو اندیشه های آنها می شوند.

 پاره ای ازدانشجویان نیز به تبع اساتید و با بهره مندی از آنان راه  انحاف در پیش گرفته و خیل

عظیم دانشجویان نیز خود نمی دانند که به کدامین راه می روند و  در هاله ای از توهم فکری

 فلاسفه مدرن و راه راست حقیقت  گرفتار آمده اند.هر کدام از این مقوله ها بررسی بیشتر و

دقیق تری را می طلبد . در آنچه زین پس در آوردگاه اندیشه می آید بررسی هرچند مختصر اما

 مستند و علمی به این مقوله خواهیم داشت.

بدیهی است که نظرات شما به باروری و فربه تر کردن مباحث کمک خواهد کرد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 03 December 09 ، 07:59
مهدی دلبند

آنچه که امروز به عنوان جامعه شناسی وعلوم سیاسی در دانشگاه ها تدریس می شود به طور حتم پاسخگوی هیچکدام از سؤالات بنیادی  بشری نیست.چه اینکه نظریه هایی که فلاسفه واندیشمندان غربی نسخه ی آنها را برای بشریت پیچیده اند نتوانسته اند فطرت حقیقت جو وکنجکاو انسان را قانع کند و البته درمقام عمل هم نه تنها هیچ کدام انسان ها را به سر منزل مقصود نرسانده اند بلکه برعکس آنها را از مقصد حقیقی خویش دور کرده اند. آنچه امروز در دانشگاه های جمهوری اسلامی به عنوان جامعه شناسی وعلوم سیاسی به دانشجویان آموزش داده می شودچیزی نیست جز ترجمه ی مبانی و نظریه های اندیشمندان غربی که سال ها پیش برای جوامع خود ودر زمان خود وضع کرده اند.

سؤالی که توجه به آن بسیار مهم است این است که تا کی قرار است این چنین اسیر ودر بند اندیشه های دیگران باشیم و هرچه آنها گفته اند ما هم تکرار نماییم تا کی قراراست دست به دامان دیگران باشیم واز خود اندیشه ای تراوش نکنیم.آیا واقعا خود ما هیچ حرفی برای گفتن نداریم؟

پر واضح وبدیهی است که جامعه ی اسلامی با جوامع غربی تفاوتهای بسیار دارد.رفتار روحیات و ویژگیهای جوامع اسلامی بسیارمتفاوت از جوامع غربی است چگونه می توان مظروفی را در ظرفی ریخت که باهم تناسبی ندارند.

برخلاف جوامع سکولار غربی که خداوند و اخلاق ودین از آنها رخت بربسته است،در جامعه ی اسلامی مهمترین واصلی ترین مؤلفه ها اسلامیت و ایرانیت آن است. درمکتب اسلام خداوند خالق ومدبر هستی و محور همه ی کارهاست وهمه چیز به اذن او انجام می گیرد. روابط متقابل بین انسان ها نه برمبنای سودو لذت که برمبنای اخلاق است.این جای تاسف است که دردانشگاه های اسلامی جامعه شناسیی تدریس می شود که تناسب و سازگاری با اسلام ندارد.

پیروزی انقلاب اسلامی ایران انفجار نوری بود دردل تاریک وظلمانی قرن بیستم.انقلابی که حکومت دوهزار وپانصد ساله طاغوت رابرچید وحکومت اسلام ناب محمدی را به جای آن نشاند.بی گمان هدف بنیان گذاران و طراحان انقلاب اسلامی تنها تعویض یک حکومت باحکومت دیگر نبوده است.انقلاب اسلامی به مثابه روحی بود که باید درکالبد وجودی مردم ایران دمیده می شد تا خود را ازیوغ ستم آزادکرده و به تعالی وتکامل برسند.انقلاب اسلامی فرصتی بودتامردم ایران باردیگر هویت خویش رابازیابند و روحیه اتکا به نفس و خودباوری را درخود بازسازی کنند.دورنمای انقلاب اسلامی ایران تحول و دگرگونی درهمه عرصه های زندگی بود که سال ها رنگ مکاتب شرقی و غربی را به خود گرفته بود.نرم افزار انقلاب اسلامی مبانی اندیشه اسلامی است.اندیشه ای که با ظهور خود درنیمه دوم قرن بیستم درقالب یک حکومت دینی شرق و غرب عالم را درنوردید وبراندام مکاتب فلسفی معاصر لرزه انداخت.اسلام پاسخگوی تمام سوالات ذهن حقیقت گرا وکنجکاو بشر است.زیرا که از مبدا هستی صادر می شود وهیچ خطایی در آن راه ندارد.هم او که ما را آفریده و خود خیر و صلاح ما بهتر می داند.باتمام این احوال ،باوجود برکات بسیاری که انقلاب اسلامی برای مردم ایران و سراسر جهان داشت،اما متاسفانه دانشگاه های ما ازفرایند اسلامی شدن کاملا عقب مانده اند.امام خمینی (ره) با علم و تدبیر و درایت خویش فرمودند:اگر دانشگاه اصلاح شود،مملکت اصلاح می شود.دانشگاه وظیفه کادرسازی و تامین نیروی انسانی مورد نیاز جامعه را برعهده دارد.حال اگرمبانی و مکاتب غربی در دانشگاه ها تدریس شوند ودانشجویان با این مبانی رشد کرده و اندیشه ثابت آنها شود،بدیهی است که مملکت اسلامی به اهداف عالیه خود نخواهد رسید.اینکه دانشگاه درایران بیمار متولد شده و اساسا بنیان دانشگاه در دنیا براساس تربیت نیروی متخصص برای پیشبرد و توسعه اقتصاد و صنعت غرب است در اینجا محل بحث نیست .ان شاءالله در مطالب بعدی درباره این موضوع سخن می گوییم .اما آنچه مسلم است این است که در عرصه علم و دانش و به ویژه در عرصه علوم انسانی نیازمند انقلاب دیگری هستیم.چه بخواهیم چه نخواهیم برای رسیدن به اوج قله های پیشرفت و تعالی وساختن جامعه مهدوی که همانا آرمان نهایی انقلاب اسلامی است ،باید به سمت تولید علم و جنبش نرم افزاری مخصوصا در حوزه علوم انسانی پیش برویم.

     

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 18 September 09 ، 09:56
مهدی دلبند

ما را چه می شود؟ ما رابه کجا می برند؟راهبر کیست؟مقصد ما کجاست؟راه از کدام طرف است؟

می دانم که این سوال ها  به ذهن خیلی از ما نمی رسد.چون آنقدر در رودخانه گل آلود دنیا غرقیم

 و آن را اقیانوس بی کران می پنداریم که ذره ای این سوال ها به ذهنمان خطور نمی کند.اما واقعیت

 این است که

« غرقه ی وهمیم ور نه این محیط             از تنک آبی کناری بیش نیست.»

بگذریم،نمی خواهم کلام را دراز کنم ،می خواهم موضوعی را با شما در میان بگذارم. ابتدا خوب بخوانید، سپس مقداری تامل بنمایید، آنگاه قضاوت بفرمایید.

می دانید اسطوره چیست؟همان چیز یا کسی که برای مردمان به سان خدایگان می شود و راهبر

 و راهنما و اسوه می گردد.به نظر می آید همیشه برای مردمان اسطوره و اسطوره ها بوده است .

درتاریخ کهن برایمان از مردان غول پیکر و هرکول ها و پهلوانان گفته اند.مثالش همین شاهنامه

خودمان است که سرشار است از پهلوانان و اسطوره ها.ظاهرا چنین می نماید که در هر دوره ای

 می توان اسطوره ای پیداکرد.

در پی بازخوانی تاریخ و شناخت الگوها و اسطوره ها ی تاریخی نیستم، می خواهم از اسطوره

های عصر خودمان بگویم.

گمان می کردیم که خودمان را با صابون مدرنیته شستشو داده و دورانی عاری از خیالات و توهمات

و جادو و جنبل و خرافه و اسطوره پردازی را شروع کرده ایم. اما اگر نیک بنگریم به وضوح خواهیم دید

که حکایت همچنان باقی است تنها اشکال و قالب ها و رنگ ها عوض شده است.یا به قول آن یارو

خر همان خراست پالانش عوض شده است. در واقع می شودگفت ما وارد عصر اسطوره های مدرن

 شده ایم.چنین می نماید که در قدیم هر کس که هیکل قویتر و زور بیشتری می داشت همو الگو

 و اسوه می شده است.

امروز الگوهای ما کیانند؟بروس لی را که به خاطر دارید؟جکی چان چطور؟آرنولد شواردزینگر،جان کلودواندوم،یا همان فرانکی خودمان،مایکل جکسون که آخرنفمیدیم زن است یا مرد؟ ودیگرانی که

 از توان شمارش من بیرونند.

در مورد جومونگ چه فکر می کنید؟

البته زنان هم بی نصیب نیستند.یانگوم و اوشین تاناکورا، باربی و مدونا و جونیفرلوپز و....

چیزهای بسیار جالبی شنیده ام که یحتمل شما هم شنیده یا خوانده اید.آن شب در تلویزیون

شنیدم که یکی در همین اصفهان خودمان رفته ثبت احوال و خواسته نامش را به جومونگ تغییر دهد.گفتندیکی برای سوسانو خودکشی کرده،دیگری برای موفقیت جومونگ نذرکرده.هنوز نام

 یانگوم و اوشین بر سر زبان هاست.

البته نباید از خوانندگان،هنرپیشه ها و ورزشکاران غفلت کرد. در اتاق هر جوانی که وارد می شوی

 گالری کاملی از همه این اسطوره ها را می بینی .اما جای عکس یک نفرخالیست.بله،عکس

خود آن جوان. به نظر شما چرا چنین است؟

یک دلیلش شاید این باشد که چون ما اسطوره نیستیم از دیگران برای خودمان اسطوره می سازیم.اگرمثلا یک فوتبالیست خوب، یک خواننده خوب یا یک هنرپیشه خوب  بودیم شاید تمام

 اتاق از عکس های خودمان پربود.

این دیگر پرستی در ما ریشه در عدم اعتماد به نفس، عدم خود باوری و نشناختن تواناییها و استعدادهای خود دارد.

به نظرمن راهبر و راهنمای انسان باید کسی باشد که خود راهرو نباشد.اگر قراراست در این ظلمات وتوحش جدید  بترسیم از خطرگمراهی پس باید طی این مرحله بی همرهی خضر نکنیم .

حرف آخرم این است که «ولقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه».

این دیگر افسانه و اسطوره نیست بلکه عین واقعیت و بهترین نمونه واسوه است.هم او که هیچ گاه

رنگ تاریخ نمی گیرد و بربلندای کمال و انسانیت استوار و پابرجا برای همیشه دوران است.

غلام همت آنم که زیر این چرخ کبود                زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 21 August 09 ، 07:19
مهدی دلبند

دنیای امروز ما را به سمتی برده است که ازبسیاری از چیزها غفلت کرده ایم وبسیاری ازچیزهای

دیگر را به باد فراموشی سپرده ایم.گذری بر تاریخ حدود 200ساله دنیای به اصطلاح متمدن امروز

ما را به واقعیت های تلخی از زندگی بشر رهنمون می سازد.عصری که آن را مدرن می نامند

 با ظهور خود جهانی بی نیاز از مبدا و مقصد و هدف به ارمغان آورد.خدا را از صحنه حذف کرده و

خود را بر جای اونشاند.دین و اخلاق را افیونی برای بشر دانست وهمه چیز را بر گرد مدار خود

چرخاند. راه و مسیری که انبیای عظام الهی بربشریت عرضه کرده بودند به یکباره جای خود را به

 طریق پر از ضلالت و گمراهی اندیشمندان و فلاسفه اومانیستی داد.

این گرداب خروشان در دریای پر تلاطم زندگی انسان هزاره دوم به وجودآمد و بر همه ابعاد حیات

 وی سایه گستراند.باردیگر بشر به دوران توحش و بربریت رجعت کرد . این دوران که البته

دستاوردهای عظیم علمی را به بار آورده،والبته وعده فلاح ورستگاری داده است، دوحلقه مفقوده

 دارد.اول خدا که خالق و مدبر هستی و کاینات است.بشر غربی مست از باده غرور و تکبر ، گیر

افتاده در منجلاب هواهای نفسانی، و اینچنین گستاخانه  در برابر خدای خویش قدبرافراشت واو

را کنار زد و خود افسار خویشتن به دست گرفت وسوار براسب چموش نفسانیت به دره ضلالت

 سقوط کرد.

حلقه مفقوده دوم خود انسان است. بشرغربی در بحبوحه کشفیات و اختراعات بیشمار ناگاه

هویت خویش راگم کرد. آنگاه که عقل شمارشگر ابزاری و حس و تجربه را معیار خود قرار داد

  اخلاق و معنویت را بایکوت کرد ولذت و سود را اصل قرار داد. ارزش های انسانی را در

قربانگاه لذات حیوانی خود ذبح کرد .در آشفتگی دودماشین و در سایه آسمان خراش های سر

 به فلک کشیده واین همه وسایل رفاه و آسایش وامنیت، بشری سرگشته و حیران تنها در تکاپو

برای زنده ماندن و تنازع برای بقا نفس می کشد.

دردچیست و دوا کجاست؟

 

منتظر پاسخ های شما می مانم.

                                                                                                       یاحق

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 19 July 09 ، 14:55
مهدی دلبند