مهدی دلبند

مهدی دلبند

نویسندگان


فیلم رسوایی را همین هفته پیش  دوبار در اتوبوس-شبکه نمایش اتوبوسی- دیدم

فکر می کنم رسوایی همان اخراجی های 4 است.

ده نمکی دغدغه های پاکی دارد.

می خواهد حرف بزند

می خواهد حرفهایش شنیده شود

اول:ساختن اخراجی ها و رسوایی در این وضعیت مرده سینما یعنی اینکه حساب ده نمکی از سینمای روشنفکری لیبرال جداست

دوم: ساختن اخراجی ها و رسوایی – والبته فقر و فحشا و دارا و ندار و کدام استقلال کدام پیروزی و...-یعنی می توان ده نمکی در جرگه روشنفکران دینی قرار داد.

بالاخره روشنفکر روشنفکر است.یکی کتاب می نویسد .یکی حرف می زند .یکی هم فیلم می سازد.

واقعا چه کسانی اخراجی هستند؟

از چه چیزی اخراج شده اند؟

رسوایی-همان اخراجی های 4- اکبر عبدی را طلبه کرد-به نظرم بسیار خوب بازی کرد-و شریفی نیا را همان تقی گرینف-کلا از بازی شریفی نیا خوشم نمی آید-

رسوایی نقد دینداری ما بود.نقد مسلمانی ما.

رسوایی می گوید:

همیشه مقصر در دیگ نیست که باز است. گربه هم باید حیا کند.

آخوند باید روحانی باشد

بهشت را به بها می دهند نه بهانه

دنیا افسانه است .مواظب باش به افسانه دل نبندی و اخراجی نشوی

افسانه هم اگر باشی می توانی معراجی شوی

به ده نمکی نمی توان خرده گرفت .عقده و دغدغه نمی گذارد به فکر نور و تکنیک و صدا و دکور و...باشی

مهم این است که سینمای ایران ده نمکی دارد.

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 03 September 13 ، 10:00
مهدی دلبند

حدود دو سالی است که به برکت دانشجو بودنم،ترددم با اتوبوس های بین شهری زیاد شده است.در این مدت فیلم های زیادی را که تا کنون ندیده بودم،دیدم.

حالا دیگر همه اتوبوس های بین شهری تلویزیون دارند-البته غیر از بنزهای ایران پیمای قدیمی-و برای  مسافرانشان فیلم می گذارند.

برای اینکه آنها را سرگرم کنند تا خستگی و مصایب سفر را احساس نکنند و دمی خوش باشند.

الغرض ما که تا کنون شبکه نمایش سینمایی داشتیم،چند سالی است شبکه نمایش خانگی هم داریم.حالا باید شبکه نمایش اتوبوسی را هم به حساب آورد.

البته اینجا همان فیلم های پرده سینما و شبکه نمایش خانگی پخش می شود.تفاوتش این است که هر لحظه باید منتظر قطع و وصل شدن فیلم باشی و اعصابت خورد شود و دائم بر سر دست اندازی های جاده بالا و پایین شوی و یا خوابت ببرد و تکه هایی از فیلم را نبینی و یا فرد بغل دستی بخواهد با تو حرف بزند و تو نخواهی و باز اعصابت خورد شود وپا...

پس بایستی فیلمی که پخش می شود طنز و کمدی باشد و روح ما را شاد کند تا ما لظاتی خنده ای تلخ تر از گریه بر لبانمان بنشیند.یا اقلا مایه هایی از طنز داشته باشد.

اما می شود در این بین فیلم های جدی جدی هم  پخش کرد.حتی می شود مستند هم پخش کرد.

الغرض مقصود این است که اتوبوس ها ظرفیت بالایی برای تبلیغ دارند.

روزانه صدها سفر بین شهری

چند صد ها گوش مفت آماده شنیدن و چشم آماده دیدن

می شود فیلم هایی برای اتوبوس ساخت.می توان معارف دینی و انقلابی را با اوتوبوس صادر کرد.

می توان خیلی کارهای دیگر کرد.

می توان...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 26 August 13 ، 10:16
مهدی دلبند

چند روز پیش در یکی از خیابان های شهر یک حادثه رانندگی رخ داد که البته خوشبختانه تلفات جانی نداشت.در این حادثه نکات جالبی وجود داشت .شرح ما.قع چنین است:

راننده در حال رانندگی بود پس از عبور از زیر گذر به پیچ رسید وبا سرعت زیاد از پیچ عبور کرد.از کوچه اول یک ماشین از عقب وارد خیابان شد.راننده برای اینکه به ماشین برخورد نکند فرمان را به سمت چپ پیچاند.ناگهان ماشین به بلوار برخورد کرد و ...

به راننده آسیبی نرسید-چون که کمربند ایمنی بسته بود-اما به ماشین خسارت زیادی وارد شد.

دولت تدبیر و امید جناب آقای روحانی پس از رای مردم و تایید مجلس و تنفیذ رهبری کار خود را آغاز کرد.یکی از شعر های اصلی دولت «اعتدال»است.از مقایسه حادثه رانندگی مذکور با شعار دولت نکات زیر قابل طرح است.

1-راننده ماشین –که مغرورانه رانندگی میکرد- از سرعت مجاز تجاوز کرد.حتی در پیچ هم سرعت خود را کاهش نداد.او هم قانون رانندگی سرعت مجاز و هم قانون اخلاقی مغرور نبودن و هم قانون عقلانی اعتدال را رعایت نکرد.

رییس جمهور راننده ماشین دولت است.آقای روحانی همانطور که خود نیز بیان داشته اند،اعتدال و قانونگرایی  و اخلاق را شعار خود قرار داده اند.که البته این مشی را همه اعضای کابینه و مدیران باید مدنظر داشته باشند.

2-کمربند ایمنی حافظ جان راننده بود.تنها کمربندی نیز که رییس جمهور و دولتمردان را از خطر انحراف و سقوط محافظت خواهد کرد تبعیت محض از ولایت مطلقه فقیه و ماندن در خط امام(ره) و انقلاب است.

3-اگر راننده حواس خود را جمع کرده بود و سوار بر باد غرور و خود رآیی نمیشد و به افق جاده و موانع و دست اندازی ها و حواشی راه توجه داشت هرگز تصادف نمی کرد.اگر رسیدن به هدف را با هر روش و وسیله ای مجاز نمی دانست هزینه های پس از تصادف متوجه او نمی شد.

رییس جمهور دولت تدبیر و امید که البته انسان مجرب و کارکشته ای است،باید متوجه اهداف و آرمان های امام و انقلاب و رهبری باشد .نباید برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم هر روشی را مجاز دانست.نباید به بهانه رفع موانع از آرمان ها عدول کرد.تجربه  انقلاب نشان داده است که عدول از مبانی و اهداف امام و انقلاب و رهبری یا کوتاه آمدن و لبخند زدن به دشمنان قسم خورده این نظام ما را از مسیر رو به جلوی ایجاد تمدن اسلامی بسیار دور کرده است.

4-و بالاخره نکته آخر اینکه خودرو متعلق به راننده نبود ،بلکه امانتی نزد او بود که بر اثر بی دقتی و بی توجهی درامانت مردم خیانت کرد.

مسولیت نیز امانتی است که مردم به مسولان می دهند.مردم باید امانت را به اهلش بسپارند و مسولان نیز باید اهل باشند.چه اینگه اگر کسی شایستگی مسولیتی را نداشته باشد و آن را بر عهده گیرد خیانت کرده است.

امید است کابینه آقای روحانی بتواند به وعده های داده شده عمل کند و گامی موثر برای تشکیل دولت اسلامی و بسترسازی  برای تمدن اسلامی  برداشته شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 25 August 13 ، 06:45
مهدی دلبند

سال آخر دولت دهم و سال اول مجلس نهم سرشار از اختلافات و کشمکش های سیاسی و شخصی دولتی ها و مجلسی ها به ویژه رؤسای دو قوه بود.وبا نهایت تأسف باید گفت که این اختلافات که بسیاری از آنها محلی از اعراب نداشت،به فضای عمومی جامعه کشیده شد.این در حالی است که چه از جنبه شرعی و اخلاقی ،چه از جنبه عقلی و چه از لحاظ قانونی ،اختلاف مبنایی و عملی بین مسئولین و کشاندن آن به فضای عمومی و بازی با احساسات مردم-آن هم در فضایی که مردم و نظام با مسائل مختلف داخلی و خارجی از قبیل گرانی و تحریم درگیرند-هیچ توجیهی ندارد.و نیز باید با اندوه فراوان گفت که علیرغم تأکیدات مکرر امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری مبنی بر وحدت و رفع اختلاف و همدلی مسئولان و نیز ادعای خود مسئولین مبنی بر ولایت پذیری و تبعیت از قانون شاهد حوادث ناگواری در فضای سیاسی جامعه بودیم.

در آخرین آنها که در روز یکشنبه گذشته اتفاق افتاد و به یکشنبه سیاه معروف شد،شاخ به شاخ شدن محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی موجب شادی دشمنان اسلام و حزن دوستان انقلاب شد.

اما این اتفاق ناگوار در چه وضعیتی اتفاق افتاده است؟

1.هفته گذشته هفته وحدت بود.چیزی که نیاز اساسی دنیای اسلام است.وایران اسلامی سردمدار وحدت بین مسلمین و مایه امید آنان شده است.بی شک ایجاد وحدت بزرگ جهان اسلام نیازمند وحدت و همدلی درون نظام اسلامی است.

2.این ایام مقارن با سالگرد طلوع فجر انقلاب اسلامی است.انقلابی که به تعبیر امام راحل و بنیانگذار کبیر انقلاب انفجار نور بود.و مردم ایران 34 سال است که با شور و هیجان آغاز آزادگی و سرافرازی خود را جشن میگیرند.مردم هر سال پرشور تر از دیروز هستند .و انشاءالله این شور و شعور را در 22 بهمن نشان خواهند داد.

3.چند روز پیش دانشمندان جوان ایرانی و رویش های انقلاب اسلامی مرزهای دانش فضایی را پشت سر گذاشتند و موجود زنده را با موفقیت به فضا فرستادند.انقلاب علمی که دل دشمنان این مرز و بوم را به درد آورد.وروح دوستداران انقلاب را شاد.

4.در دانش نظامی نیز چند جنگ افزار مدرن از جمله جنگنده رادار گریز قاهر313  رونمایی شد.و موجی از خوشحالی و سرافرازی را به بار آورد.

5.در دنیای دیپلماسی و سیاست بین الملل نیز ایران بازیگر اصلی معادلات منطقه است.دشمن هیچ چاره ای جز پذیرش نقش اساس ایران در رفع معضلات منطقه نداشته است. جمهوری اسلامی با تدبیر تحولات سوریه،لبنان، فلسطین وعراق و دیگر مناطق را دنبال می کند.

همه اینها در حالی است که مردم زندگی روزمره خود را دارند و با پشتکار و تلاش و البته امید به بهبود اوضاع  زندگی می کنند.کشور در حالت طبیعی به سر می برد و لیگ های ورزشی و جشنواره سینما و فعالیت های دیگر در جریان است.

اما همه این افتخارات بزرگ ملت در هیاهوی جنجال سیاسی و دعوای قدرت در روز یکشنبه گم شد.رسانه های بیگانه و مزدوران داخلی ضمن پرداختن به متن و حاشیه یکشنبه سیاه این تحولات مهم علمی و هنری را بایکوت کردند.

گذشته از این، آنچه بیش از همه دل دردمندان را به درد می آورد،این است که حرف جانشین امام عصر(عج) و ولایت مطلقه فقیه بر زمین می ماندو هیچ توجهی به آن نمی شود.همین دوهفته پیش بود که مقام معظم رهبری همین  اصحاب یکشنبه سیاه را جمع کرد و در محضر خداوند از آنها گلایه کرد و از آنها خواست اختلافات را کنار بگذارند و فرمود:

«از امروز تا روز انتخابات هر کس احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به کار گیرد، قطعاً به کشور خیانت کرده است»

حال باید پرسید:

آیا ولایت فقیه صرفا یک مقام تشریفاتی سیاسی است که تذکراتش جنبه ارشادی داشته باشد؟اگر این آقایان اصولگرا این گونه فکر می کنند پس چه تفاوتی با اصلاح طلبان و دشمنان دارند؟

آیا آقایان معنای این سخن امام را که فرمود «ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است »را درک می کنند.؟آیا پذیرش ولایت رسول الله به معنای لازم الاتباع بودن و مطاع بودن سخنان و اجرای بی کم و کاست اوامر ایشان نیست؟اگر اینگونه است پس چرا به حرف های جانشین پیامبر وقعی نمی نهید؟جرم اصحاب سقیفه و معاندان علی (ع) مگر غیر از این بود؟

آیا می دانید که مشروعیت شما در مسئولیتی که قرار گرفته اید به اذن ولی فقیه است؟پس بدانید که عدم تبعیت از ولی فقیه عدم مشروعیت و پس از آن عدم مقبولیت را به همراه دارد.

آیا معنای خیانت را در می یابید؟آیا فاجعه یکشنبه خدمت بود یا خیانت؟

نکته آخر این است که مسئولان بدانند گذر از این پیچ عظیم تاریخی به آسانی نیست .«الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر» وبصیرت تنها از راه تقوای الهی و تبعیت محض از ولایت ممکن است.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 11 February 13 ، 08:38
مهدی دلبند

خرداد ماه سال 1392 زمان برگزاری یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران است.نگاهی هر چند گذرا به انتخابات برگزار شده در طول 33 گذشته نشان می دهد که حضور حداکثری مردم در پای صندوق های رأی علاوه بر تثبیت هر چه بیشتر جمهوریت نظام،نشان دهنده اوج مردم سالاری در ایران است.

انتخابات در کشور ما یکی از جلوه های اساسی مردمی بودن انقلاب است.بر این اساس همواره بر مسئولان نظام و نخبگان جامعه فرض بوده است تا زمینه  های حضور چشمگیر مردم  و برگزاری هر چه بهتر و باشکوه تر انتخابات را فراهم نمایند.

در 10 دوره انتخابات ریاست جمهوری 6رئیس جمهور سکان اجرایی کشور را به دست گرفته اند که عبارتند از

دوره اول
- تاریخ برگزاری: ۵ بهمن ۱۳۵۸
-
رئیس جمهوری منتخب: ابوالحسن بنی صدر با ۱۰ میلیون و ۷۵۳ هزار و ۷۵۲ رای
-
نفر دوم: احمد مدنی
-
تعداد نامزدها: ۱۲۴ نفر
-
رقبای نهایی: ۹۵ نفر
-
تعداد واجدان شرایط: ۲۰ میلیون و ۹۹۳ هزار و ۶۴۳ نفر
-
تعداد رای دهندگان: ۱۴ میلیون و ۱۵۲ هزار و ۸۸۷ نفر
-
درصد مشارکت: ۶۷.۴ درصد

دوره دوم
-
تاریخ برگزاری: ۲ مرداد ۱۳۶۰
-
رئیس جمهوری منتخب: محمدعلی رجایی با ۱۲ میلیون و ۷۷۰ هزار و ۵۰ رای
-
نفر دوم: عباس شیبانی
-
تعداد نامزدها: ۷۱ نفر
-
رقبای نهایی: ۴ نفر
-
تعداد واجدان شرایط: ۲۲ میلیون و ۶۸۷ هزار و ۱۷ نفر
-
تعداد رای دهندگان: ۱۴ میلیون و ۵۷۳ هزار و ۸۰۳ نفر
-
درصد مشارکت: ۶۴.۲ درصد

دوره سوم
-
تاریخ برگزاری: ۱۰ مهر ۱۳۶۰
-
رئیس جمهوری منتخب: آیت الله خامنه ای با ۱۵ میلیون و ۹۰۵ هزار و ۹۸۷ رای
-
نفر دوم: اکبر پرورش
-
تعداد نامزدها: ۴۶ نفر
-
رقبای نهایی: ۴ نفر
-
تعداد واجدان شرایط: ۲۲ میلیون و ۶۸۷ هزار و ۱۷ نفر
-
تعداد رای دهندگان: ۱۶ میلیون و ۸۴۷ هزار و ۷۱۷ نفر
-
درصد مشارکت: ۷۴.۲ درصد

دوره چهارم
-
رئیس جمهوری منتخب:آیت الله خامنه ای با ۱۲ میلیون و ۲۰۵ هزار و ۱۲ رای
-
نفر دوم: حبیب الله عسکراولادی
-
تعداد نامزدها: ۵۰ نفر
-
رقبای نهایی: ۳ نفر
-
تعداد واجدان شرایط: ۲۵ میلیون و ۹۹۳ هزار و ۸۰۲ نفر
-
تعداد رای دهندگان: ۱۴ میلیون و ۲۳۸ هزار و ۵۸۷ نفر
-
درصد مشارکت: ۵۴.۷ درصد

دوره پنجم
-
تاریخ برگزاری: ۶ مرداد ۱۳۶۸
-
رئیس جمهوری منتخب: اکبر هاشمی رفسنجانی با ۱۵ میلیون و ۵۵۰ هزار و ۵۲۸ رای
-
نفر دوم: عباس شیبانی
-
تعداد نامزدها: ۷۹ نفر
-
رقبای نهایی: ۲ نفر
-
تعداد واجدان شرایط: ۳۰ میلیون و ۱۳۹ هزار و ۵۹۸ نفر
-
تعداد رای دهندگان: ۱۶ میلیون و ۴۵۲ هزار و ۶۷۷ نفر
-
درصد مشارکت: ۵۴.۶ درصد

دوره ششم
-
تاریخ برگزاری: ۲۱ خرداد ۱۳۷۲
-
رئیس جمهوری منتخب: اکبر هاشمی رفسنجانی با ۱۰ میلیون و ۵۶۶ هزار و ۴۹۹ رای
-
نفر دوم: احمد توکلی
-
تعداد نامزدها: ۱۲۸ نفر
-
رقبای نهایی: ۴ نفر
-
تعداد واجدان شرایط: ۳۳ میلیون و ۱۵۶ هزار و ۵۵ نفر
-
تعداد رای دهندگان: ۱۶ میلیون و ۷۶۹ هزار و ۷۸۷ نفر
-
درصد مشارکت: ۵۰.۵ درصد

دوره هفتم
- تاریخ برگزاری: ۲ خرداد ۱۳۷۶
-
رئیس جمهوری منتخب: محمد خاتمی با ۲۰ میلیون و ۱۳۸ هزار و ۷۸۴ رای
-
نفر دوم: علی اکبر ناطق نوری
-
تعداد نامزدها: ۲۳۸ نفر
-
رقبای نهایی: ۴ نفر
-
تعداد واجدان شرایط: ۳۶ میلیون و ۴۶۶ هزار و ۴۸۷ نفر
-
تعداد رای دهندگان: ۲۹ میلیون و ۱۴۵ هزار و ۷۴۵ نفر
-
درصد مشارکت: ۷۹.۹ درصد

دوره هشتم
- تاریخ برگزاری: ۱۸ خرداد ۱۳۸۰
-
رئیس جمهوری منتخب: محمد خاتمی با ۲۱ میلیون و ۶۵۹ هزار و ۵۳ رای
-
نفر دوم: احمد توکلی
-
تعداد نامزدها: ۸۱۴ نفر
-
رقبای نهایی: ۱۰ نفر
-
تعداد واجدان شرایط: ۴۲ میلیون و ۱۷۰ هزار و ۲۳۰ نفر
-
تعداد رای دهندگان: ۲۸ میلیون و ۸۱ هزار و ۹۳۰ نفر
-
درصد مشارکت: ۶۶.۶ درصد

دوره نهم
مرحله اول
-
تاریخ برگزاری: ۲۷ خرداد ۱۳۸۴
-
راه یافتگان به مرحله دوم:
-
اکبر هاشمی رفسنجانی با ۶ میلیون و ۱۹۰ هزار و ۱۲۲ رای
-
محمود احمدی نژاد با ۵ میلیون و ۷۱۸ هزار و ۱۲۹ رای
-
تعداد نامزدها: ۱۰۱۴ نفر
-
رقبای نهایی: ۸ نفر
-
تعداد واجدان شرایط: ۴۶ میلیون و ۷۶۸ هزار و ۴۱۸ نفر
-
تعداد رای دهندگان: ۲۹ میلیون و ۴۰۰ هزار و ۸۵۷ نفر
-
درصد مشارکت: ۶۲.۸ درصد

مرحله دوم
-
تاریخ برگزاری: ۳ تیر ۱۳۸۴
-
رئیس جمهوری منتخب: محمود احمدی نژاد با ۱۷ میلیون و ۲۴۸ هزار و ۷۸۲ رای
-
تعداد رای دهندگان: ۲۷ میلیون و ۹۵۸ هزار و ۹۳۱ نفر
-
درصد مشارکت: ۵۹.۸ درصد

دوره دهم

- تاریخ برگزاری: 22خرداد ۱۳88
-
رئیس جمهوری منتخب: محمود احمدی نژاد با ۲۱ میلیون و ۶۵۹ هزار و ۵۳ رای
-
نفر دوم: میر حسین موسوی
-
تعداد نامزدها: 4 نفر
-
رقبای نهایی: 4نفر
-
تعداد واجدان شرایط: 46 میلیون و 199 هزار و 997 نفر
-
تعداد رای دهندگان:
-
درصد مشارکت: 85 درصد

گرچه هنوز حدود 5ماه به برگزاری انتخابات یازدهم مانده است،اما گروه ها و جناح های سیاسی مختلف اعم از اصلاح طلب و اصولگرا از مدت ها پیش تکاپوی خود را آغاز نموده اند.

مقام معظم رهبری در تاریخ 19 دی ماه در دیدار با جمعی از مردم استان قم به بیان مطالب مهمی در مورد انتخابات پیش رو پرداختند.در این مقاله سعی بر آن است تا با بررسی جزئی تر این بیانات به رمزگشایی کلیدواژه های اساسی آن پرداختنه شود.

1.اهمیت انتخابات برای ما و برای دشمن

«امروز آنچه بنده تشخیص میدهم - که بررسى حرکات دشمن نشان میدهد - این است: با اینکه ما حدود پنج ماه به انتخابات داریم، ذهن دشمن متوجه انتخابات ماست. انتخاباتى که در خرداد آینده در پیش داریم، از نظر ما مهم است، از نظر دشمن هم مهم است؛ حواسش به آن انتخابات است. اگر میتوانستند کارى میکردند که اصلاً انتخابات انجام نگیرد، این کار را میکردند. خب، این کار براى آنها میسور نیست، مقدور نیست؛ مأیوسند از این که بتوانند این کار را انجام دهند»

بنابراین دشمن برای برگزار نشدن انتخابات برنامه ریزی نخواهد کرد .بلکه بر روی اخلال در امور اجرایی و نظارتی انتخابات متمرکز خواهد شد.

تجربه برگزاری بیش از 30 انتخابات برگزار شده نشان می دهد که با عزم و اراده استوار رهبری،مردم و مسئولان ،انتخابات دقیقا در موعد مقرر خود برگزار شده است.مقام معظم رهبری به مصداق تلاش دشمن برای به تعویق انداختن انتخابات مجلس نهم اشاره فرمودند:« یک بار بعضى‌ها تلاش کردند که انتخابات مجلس را عقب بیندازند؛ حتّى به ما گفتند اگر میشود، دو هفته عقب بیندازید. گفتیم نمیشود؛ انتخابات باید در همان روزِ خودش انجام بگیرد؛ یک روز هم نباید عقب بیفتد. نتوانستند، دستشان به جائى نرسید. آنها این را تجربه کرده‌اند، میدانند انتخابات عقب‌افتادنى نیست؛ لذا دنبال راه‌هاى دیگرند.»

2.انتخابات بدون حضور پرشور و همگانی مردم

«یکى از هدفها این است که کارى کنند که انتخابات بدون حضور پرشور و همگانى مردم برگزار شود. این را از حالا همه بدانند»

این از اهداف همیشگی دشمنان بوده است که از طریق ایجاد دو دلی و بدبینی و شایعه فضای جامعه را مسموم نمایند و مردم را نسبت به حضور در پای صندوق های رأی دلسرد کنند.در واقع برای آنهاانتخابات بدون شور و هیجان و امید یعنی دلسرد شدن از نظام و حکومت و این یعنی برگ برنده آنها.

3.انتخابات آزاد

«آن کسانى که ممکن است از سر دلسوزى، راجع به انتخابات یک توصیه‌هاى عمومى بکنند که آقا انتخابات اینجورى باشد، آنجورى نباشد، حواسشان باشد به این مقصود دشمن کمک نکنند؛ مردم را از انتخابات مأیوس نکنند، هى نگویند انتخابات باید آزاد باشد. خب، معلوم است که انتخابات باید آزاد باشد. ما از اول انقلاب تا حالا سى و چند تا انتخابات داشته‌ایم؛ کدامش آزاد نبوده است؟ در کدام کشور دیگر، انتخابات از آنچه که در ایران میگذرد، آزادتر است؟ کجا صلاحیتها ملاحظه نمیشود، که اینجا روى این مسائل هى تکیه بکنند، هى تکیه بکنند، هى بگویند، هى تکرار کنند و یواش یواش این ذهنیت را به خیال خودشان در مردم به وجود بیاورند که خب، این انتخابات فایده‌اى ندارد؟ این یکى از خواسته‌هاى دشمن است.»

یکی از راه های از شور و هیجان انداختن انتخابات،القای شایعه در مورد آزاد نبودن انتخابات است.

 برخی از کسانی که کلید واژه «انتخابات آزاد»را مطرح کرده اند از این قرارند:

 

هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار اعضای شورای عمومی انجمن اسلامی دانشکده فنی دانشگاه تهران می‌‌گوید: برگزاری «انتخابات آزاد»، شفاف و منطبق بر قانون اساسی می‌تواند بخش بزرگی از مشکلات کشور را حل کرده و علاوه بر افزایش اعتماد مردم و دوستداران نظام، دشمنان خارجی کشور را در بسیاری از زمینه‌ها خلع سلاح و مأیوس کند.

سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور دولت اصلاحات نیز تأکید می‌کند که مطلوب این است که یک «انتخابات آزاد» و واقعاً اطمینان‌بخشی برگزار شود که مردم بتوانند آزادانه انتخاب کنند.

او در جای دیگری ‌بر ضرورت برگزاری «انتخابات آزاد» تأکید کرده و می‌گوید: اگر «انتخابات آزاد» برگزار شود و نقدها هم بشود، مردم انتخاب می‌کنند و مسئولیت انتخاب خود را نیز می‌پذیرند و اگر انتخابشان درست نبود، هزینه آن را هم می دهند و 4 سال بعد فرد دیگری را انتخاب می‌کنند

رئیس دولت اصلاحات در روزهای اخیر هم ‌گفته است: "با این روندی که هست، فقط یک راه وجود دارد؛ اینکه نظام رویکردش را عوض کند و آن‌را در انتخابات آزاد و سالم و فراگیر نشان دهد".

همچنین محمدرضا خاتمی نائب رئیس مجلس ششم و دبیرکل حزب منحل‌شده مشارکت چندی قبل ‌در گفت‌وگو با روزنامه اصلاح‌طلب اعتماد تأکید کرده بود: اصلاح‌طلبان زمانی می‌آیند که انتخابات آزاد باشد. هدف برگزاری انتخابات آزاد است. برگزاری انتخابات آزاد یعنی اعلام عملی تغییر سیاست‌ها و یعنی همه‌ چیز و همه کس در چارچوب قانون

غلامحسین کرباسچی شهردار اسبق تهران که به دلیل جرائم مالی از این سمت کنار گذاشته شده بود نیز فقط «انتخابات آزاد» را ‌راه‌حل بهتر اداره شدن کشور عنوان کرده است.

سیدمحمد موسوی‌خوئینی‌ها‌ دبیرکل مجمع روحانیون‌‌ نیز پیش‌تر در دیدار ‌اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با بیان اینکه "اگر انتخابات آزاد در کار باشد، می‌توان به آن فکر کرد"، گفته بود: "باید شخصیت‌هایی مثل آقای مهندس موسوی و جناب آقای کروبی بتوانند در صحنه انتخابات حاضر شوند اما اگر قرار باشد از میان نامزدهای انتخابات و حامیانشان یکی به کرسی ریاست جمهوری برسد و دیگران یا در حبس باشند یا در حصر، این معنای انتخابات آزاد نبوده و قابل قبول نیست".

علاوه براصلاح‌طلبلان رادیکال داخلی، در خارج از ایران هم ‌برخی افراد وابسته به اپوزیسیون خواستار برگزاری «انتخابات آزاد» در سال آینده شده‌اند.

رضا پهلوی پسر محمدرضا شاه یکی از این افراد است که چندین بار بر ضرورت برگزاری انتخابات آزاد تأکید کرده است.

او می‌گوید که ‌برای دستیابی به حکومت صندوق رأی و حاکمیت پایدار مردم بر مردم در ایران، در چارچوب برگزاری «انتخابات آزاد»، سالم و عادلانه بر اساس معیارهای بین المللی، از پا نخواهد نشست.

فرزند محمدرضا پهلوی همچنین تأکید کرده است: ما باید با خرد جمعی خطر جنگ را از بین ببریم و از دنیا و سازمان‌های حقوق بشری دنیا بخواهیم که ما را در انجام خواست برگزاری یک «انتخابات آزاد» کمک کنند.

رضا پهلوی راه رسیدن به انتخابات آزاد را «‌گذشتن از ‌سد جمهوری اسلامی» از طریق «نافرمانی‌های مدنی همچون اعتصابات سراسری» عنوان می‌کند.

باید توجه داشت کسانی که این چنین مذبوحانه دم از انتخابات آزاد می زنند خود در دوره های قبل یا مجری انتخابات بوده اند یا از قبل همین انتخابات و همین شورای نگهبان و همین وزارت کشور و همین قوانین و همین مردم  رئیس جمهور شده اند.

طرح انتخابات آزاد نه تنها همانند دروغ بزرگ تقلب در فتنه سال 88 ،یک سناریوی پوشالی و سوخته است ،بلکه طرح کنندگان آن خواسته یا ناخواسته مشروعیت خود را زیر سؤال می برند.چرا که اگر انتخابات در ایران آزاد نیست باید پرسید خود چگونه رئیس جمهور شده اند؟

4.انتخابات ناسالم

«یک مسئله‌ى دیگر این است که به مردم گفته شود، تلقین شود که انتخابات سلامت لازم را ندارد. البته بنده هم تأکید میکنم که انتخابات باید سالم برگزار شود؛ منتها این، راه دارد. در جمهورى اسلامى، در قوانین ما، راه‌هاى قانونىِ بسیار خوبى براى حفظ سلامت انتخابات پیش‌بینى شده است. البته کسانى بخواهند از طرق غیر قانونى عمل کنند، خب به ضرر کشور میکنند؛ کمااینکه در سال 88 از راه‌هاى غیر قانونى وارد شدند، کشور را دچار هزینه کردند، براى مردم اسباب زحمت درست کردند، براى خودشان هم اسباب بدبختى و سرشکستگى در زمین و در ملأ اعلى شدند. راه‌هاى قانونىِ خوبى وجود دارد. بله، بنده هم اصرار دارم که انتخابات باید با سلامت کامل، با رعایت امانتِ کامل انجام بگیرد. مسئولین دولتى و مسئولین غیر دولتى که در کار انتخابات دست‌اندرکارند و مسئول هستند، همه باید طبق قانون، با دقت کامل، با رعایت کمال تقوا و پاکدستى عمل کنند تا انتخابات سالمى پیش بیاید؛ و مطمئناً هم چنین خواهد شد.»

آقای هاشمی و خاتمی و دیگران که خود مجری انتخابات و منتخب مردم بوده اند به خوبی می دانند که سالم انتخابات دنیا در جمهوری اسلامی ایران برگزار می شود.آنها می دانند که هم ساز و کار اجرایی و هم ساز و کار نظارتی محکمی وجود دارد که امکان هرگونه تقلب و سوء استفاده را سلب می کند.اگر حتی تصور انتخابات ناسالم در سال 92 وجود داشته باشد، این تصور برای همه انتخابات گذشته و آینده نیز وجود خواهد داشت.بنابراین هیچ انتخاباتی دیگر مصونیت نخواهد داشت.

در واقع طرح سلامت انتخابات روی دیگر  تقلب انتخابات است.

5.ماجرای سیاسی ،امنیتی یا اقتصادی

«یکى از راه‌ها هم این است که سعى کنند در ایام انتخابات، سر مردم را به یک چیز دیگرى گرم کنند؛ یک حادثه‌اى پیش بیاورند، یک ماجرائى درست کنند؛ یک ماجراى سیاسى، یک ماجراى اقتصادى، یک ماجراى امنیتى. البته این هم جزو نقشه‌هاى دشمن است، اما بنده مطمئنم که ملت ایران بسیار بصیرتر و باهوش‌تر از این است که با یک چنین ترفندهاى خصمانه‌ى دشمنان یا عوامل دشمنان فریب بخورد؛ نه، ان‌شاءاللّه انتخابات به اذن‌اللّه، به حول و قوه‌ى الهى، به فضل پروردگار، انتخابات خوب و پرشورى خواهد شد.»

با توجه به این فرمایش مقام معظم رهبری می توان گفت احتمالا فتنه آینده در یکی از حوزه های سیاسی ،امنیتی یا اقتصادی و یا تلفیقی از هرسه باشد.و نیز می توان گفت ممکن است بر خلاف سال 88 این بار فتنه قبل از انتخابات علنی شود.

اما به هر صورت همانگونه که مقام معظم رهبری نیز تأکید فرمودند ملت ایران با بصیرت و هوشیاری خود این بار نیز نقشه های شوم دشمنان و ایادی مزدور آنها را نقش بر آب خواهند کرد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 11 February 13 ، 08:36
مهدی دلبند

فرانسیس فوکویاما استراتژیست ژاپنی الاصل آمریکایی در نظریه خود در مورد شیعه گفته است:«شیعه پرنده ایست  تیزپرواز که دو بال دارد.یک بال سرخ که ریشه در عاشورا دارد و یک بال سبز که ریشه در انتظار دارد.این پرنده زرهی به تن دارد به نام ولایت .مادامی که این زره برتن این پرنده است دست نایافتنی است.»

یکی از زیباترین جلوه های تحقق این نظریه حماسه ماندگار 9 دی  سال 88 بود.حادثه ای که در تاریخ انقلاب کم نظیر بود.9دی به عنوان یکی دیگر از جلوه های درخشان ولایتمداری ملت ایران در صفحه افتخارات این ملت ماندگار شد.در این مقال با توجه به تعریف این استراتژیست غربی که شاید با دیدن این حماسه  به صحت نظر خود بیش از پیش پی برده باشد،نگاهی دوباره به آن خواهم داشت.

1-حماسه 9دی در پاسخ به اهانت ها و هتک حرمت ساحت مقدس و نورانی اباعبدالله الحسین(ع) در روز عاشورای سال88 توسط عده ای اراذل اوباش  شکل گرفت.اغتشاشگران با فرماندهی دشمنان قسم خورده اسلام وانقلاب پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و به بهانه واهی تقلب و ابطال انتخابات اردوکشی خیابانی به راه انداختند و اموال عمومی مردم را تخریب کردند. این آشوبگری آنقدر ادامه پیدا کرد و آنقدر سران فتنه و دشمنان در تنور آن دمیدند تا در روز عاشورای حسینی این بی شرمی ها و رذالت ها به اوج خود رسید و کسانی که شکم هاشان از لقمه حلال پرشده بود همراه با بنی امیه های زمان به رقص و پایکوبی پرداختند.و این دقیقا نقطه جوش قلوب شیعیان امام حسین(ع) بود.دشمنان احمق اسلام تصور می کردند پس از سه دهه مردم از آرمان ها و ارزش های انقلابی خود دست کشیده اند. اما خروش مردم در 9دی تمام نقشه های استکبار را بر هم زد و طومار فتنه را پس از 8ماه بصیرت و استقامت در هم پیچید.

 این همان بال سرخ عاشورایی شیعه است.

2-انقلاب اسلامی با شعار نفی هرگونه ظلم و ستم و با ندای عدالت خواهی خود را به جهانیان معرفی کرد.مردم ایران که تشنه صلح و عدالت و محبت بودند و این مفاهیم متعالی را از انتظار امام زمان(عج) داشتند، بر علیه ظلم و بیداد به خیابان ها ریختند و بساط حکومت شاهنشاهی را برچیدند.وپس از انقلاب همواره شعار می دهند«تا انقلاب مهدی نهضت ادامه دارد».بنابراین در طول سال های پس از انقلاب تا کنون با امید زمینه سازی ظهور منجی کل و جامعه سازی و انتظار فرج امام عصر(عج) در برابر هر گونه اعوجاج و انحراف از مبانی عقیدتی خود ایستاده اند.همان مردمی که در طول حاکمیت اصلاح طلبان در مقابل سیل عظیم هجمه به اعتقادات و ارزشها صبر و استقامت پیشه کردند در روز 9دی بساط اسلام آمریکایی را در هم پیچیدند و پرچم سبز انتظار را بار دیگر برافراشتند.

واین همان بال سبزی مهدوی شیعه است.

3-زرهی که فوکویاما از آن نام می برد «ولایت »است.ولایت دژ مستحکم الهی است و هر کس داخل این دژ شود از عذاب الهی مصون است. و ولایت فقیه همان ولایت رسول الله  و استمرار حرکت انبیاست.

مردم مسلمان ایران هنوز این سخن مولا و مقتدای خود امام خمینی(ره) را از یاد نبرده اند که«پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد».و پس از امام فقید سر بیعت بر آستان امام خامنه ای ساییدند و حقا و انصافا در بیعت و ولایتمداری خود همگان را شگفت زده کرده اند.پس از 8ماه دفاع مقدس به پیروی از رهبری صبر کردندو استقامت ورزیدند.و  آنگاه که امام به صراحت پرده از صبر 8ماهه برداشت و دشمنان نظام و انقلاب را رسوا کرد .مردم با حرکت عظیم خود در 9دی این رسوایی را پر رنگ تر کردند.تا استکبار بداند که

شیعه همچنان پرنده تیز پروازی است که دست نایافتنی است.

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 30 December 12 ، 12:07
مهدی دلبند

یکی از کارهای مهم و اساسی مقام معظم رهبری درآگاهسازی نخبگان و پیشبرد پروسه تمدن نوین اسلامی گفتمان سازی است.ایشان به عنوان قافله سالار انقلاب اسلامی همواره چشم بیدار جامعه بوده و در هر دوره بر اساس ژرف اندیشی و نگاه عمیق خود.گفتمان های مورد نیاز را اظهار داشته تا اندیشمندان وفرهیختگان جامعه به پردازش و تئوریزه کردن آن پرداخته و مسئولان وسیاستمداران آن را مبنای عمل خویش قرار دهند.

جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم و به تبع آن تحول در علوم انسانی و اسلامی کردن دانشگاه ها یکی از همین گفتمان هاست که در دهه سوم انقلاباز سوی ایشان مطرح شده و پیش نیاز دهه چهارم یعنی دهه پیشرفت و عدالت است.

بی شک لزوم این نهضت و تحول بر آگاهان امر پوشیده نیست.اما مسئله اساسی این است که جامعه علمی و فرهنگی کشور تا چه اندازه به این مطالبه پاسخ داده است.

متاسفانه باید گفت علیرغم تلاش های نسبتا خوب نخبگان و دانشجویان و مراکز علمی و فرهنگی ،همچنان این مطالبه نه تنها به یک خواست عمومی تبدیل نشده است، بلکه مانند بسیاری از فرمایشات مقام معظم رهبری در گرداب بروکراسی و بیلان کاری نهادهای مسئول گیر افتاده است.

اولین گام در ایجاد یک جنبش نقد فضای موجود است.اگر فضای نقد علوم انسانی در دانشگاه و حوزه راه افتد و به یک رویه تبدیل شود شاهد بارقه هایی از تغییر و تحول خواهیم بود.این امر مستلزم عنایت ویژه به یکی دیگر از مطالبات رهبری یعنی کرسی های آزاد اندیشی است.

کرسی های آزاد فکری و نظریه پردازی راه را برای ایجاد تحول و تولید علوم انسانی اسلامی هموار خواهد کرد.در این میان بر دانشجویان است که مجاهدانه کرسی های آزاد اندیشی را سرلوحه خواسته های دانشجویی خویش قرار دهند.اساتید ونخبگان نیز باید عزم خود را جزم نموده وبه نظریه پردازی بپردازند.

اگر ما داعیه ایجاد تمدن نوین اسلامی را داریم، باید به فکر تولید نرم افزارهای فکری ،فرهنگی، اجتماعی اقتصادی و... باشیم.

 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 13 December 12 ، 09:34
مهدی دلبند

همه دعوا بر سر این است .بر روی صندلی پر نمی شود نشست. صندلی باید خالی باشد تا بتوان روی آن نشست. اگر از صندلی بلند شوی و صندلی را خالی کنی لاجرم دیگری می آید و روی آن می نشیند. لیوان صددرصداست. ترکیبی از آب و خالی اگر نصف لیوان آب باشد نصف دیگرش خالی است. اگر در آن آب بریزی از خالی کم می شود و اگر از آب برداری خالی بیشتر می شود. حکایت صندلی و لیوان چیست؟ صندلی و لیوان نمی توانند خالی باشند. جمع خدا و شیطان صد می شود. خالی وجود ندارد. آنجا که خدا نباشد بی گمان شیطان است. و آنجا که خدا هست شیطان جایی ندارد.

همه دعوا بر سر این است. تسخیر مغزها. ذهن نمی تواند خالی باشد. اگر حق در آن داخل نشود باطل آن را پر خواهد کرد . در جنگ نرم عرصه نبرد فضای ذهن است. دعوا بر سر نیروی انسانی است. دعوا بر سر تسخیر مغزهاست. ذهن ما یک صندلی است اگر باورها و ارزشهای خودی در آن جانگیرند بی شک باورهای غیرخودی جایگزین می شوند. اگر کسی روی صندلی نشسته باشد به سختی می توان او را از جا بلند کرد. اگر آن شخص سست و بی اراده و بی رغبت شود به راحتی او را از جا بلند می کنند و دیگری را به جای او می نشانند. در تهاجم فرهنگی دشمن دنبال این بوده است که باورها و اعتقادات ما را سست و متزلزل نماید و در آنهارخنه ایجاد کند ؛ آنها را از ذهن ما خارج سازد و باورها و ارزش های خود را جایگزین سازد.

همه دعوا بر سر این است.

ما باید ارزش ها و اعتقاداتمان را محکم تر کنیم و آنها باید سست تر کنند.

آن صندلی ذهن و قلب ماست. آن که محکم روی صندلی نشسته و تکان نمی خورد اعتقادات ماست.و آنکه می خواهد صندلی را تسخیر نماید روی آن بشیند اعتقادات دشمن است و در این میان کسی صحنه گردان داستان است و آن شیطان و اعوان و انصار آن است.

در تهاجم فرهنگی هدف تسخیر مغزها و قلب هاست.دشمن برای این کار بهترین راه را تهاجم از راه فرهنگ یافته است.ورسانه و هنر مهمترین ابزار است.این جا همان صندلی خالی است.که ما آن را خالی کرده ایم.ما در عرصه هنر و رسانه انسان انقلابی بسیار کم داریم.

 
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 21 October 12 ، 08:07
مهدی دلبند

انتظار مکتب اعتراض

بعضی واژه ها آنقدر تکرار شده اند و دچار روزمره گی شده اند که از معنای اصلی خود دور افتاده اند. اصلأ روزمره گی آنقدر مرارت آور است که واژه ها نیز رنگ می بازند و از رمق می افتند. انتظار یکی از آن واژه هاست. انتظار واژه زیبایی است . و گرچه یک کلمه است اما معنای وسیعی دارد. انتظار یعنی چشم به راه بودن. یعنی امید دیدار کسی را داشتن. در انتظار چند مفهوم نهفته است. اول امید؛ یعنی امید دیدار محبوب و معشوق و آن کس که چشم به راه او هستیم. دوم ؛ حرکت یعنی تلاش برای مهیا کردن شرایط دیدار محبوب. سوم ؛ ترس و دلواپسی از نیامدن یا دیرآمدن محبوب که زیبایی انتظار در جمع بین ترس و امید و خوف و رجا است. چهارم ؛ دو طرفه است ، یعنی عاشق و معشوق هر دو در انتظارند....«که یک سر مهربونی دردسر بی»

آن انتظار که این چهار صفت را نداشته باشد تهی از معناست. منتظر باید امید دیدار داشته باشد زیرا که امید مایه حرکت است. حرکت راز نهفته در انتظار است. انتظار آن نیست که ما را ساکن و ساکت کند ، چنین اتظاری افیون است. انتظار آن نیست که در خانه را آب و جارو کنی و دائم بگویی آقا بیا. اما هیچ کاری برای جامعه سازی و زمینه سازی نکنی. انتظار آن نیست که تنها در نیمه شعبان و صبح های جمعه خلاصه شود. انتظار خون جاری در رگ های حیات تاریخ است. انتظار آن نیست که به وضع موجود قانع باشی و تلاشی برای رسیدن به وضع مطلوب نکنی. انتظار یعنی اعتراض ، شکوه از درجا ماندن و نشدن . یعنی تلاشی همراه با امید برای شدن و ما با انتظار باید بشویم و بشکفیم . در این حرکت و تکاپو و تلاس و تلاطم و خروش باید ترسید از ضلالت ، از خطر گمراهی ، در طی این مرحله باید با خزر همراه بود. و باید از نفس و شیطان و انحراف واهمه داشت.

.... و او نیز منتظر است. منتظر ظهور و حضور ما.

و بیش از هزار سال است که او منتظر است

و.....ما هنوز حاضر و ظاهر نشده ایم.

و....ما نشده ایم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 06 October 12 ، 07:40
مهدی دلبند

دمی با علی صفایی حایری

تا کنون فقط نام علی صفایی حایری را شنیده بودم و کتابی یا مطلبی از او نخوانده بودم.کتاب «مسئولیت و سازندگی» اش  را در دست یکی از دوستانم دیدم.از نامش خوشم آمد.وکتاب «حرکت» را در دست دوست دیگری.با همین دونام کتاب سعی کردم خودم را به نویسنده نزدیک کنم.اینک در حال خوانش «نامه های بلوغ»ش هستم.برای من که فکر و ذکر روزانه ام تفکر درباره فلسفه حیات و سبک زندگی است،صفایی حایری یک فرصت است.فرصتی که به سختی یافت می شود.گرچه نامه های بلوغ را به فرزندانش نوشته،اما مخاطب اصلی همه آنانی است که می خواهند به بلوغ برسند.از خود و خودیت به درآیند و به خدا برسند.

...وخدایی که در این نزدیکی است.

دغدغه صفایی تربیت و سازندگی است.می گوید:«مرادم از تربیت،از آهن ،ماشین ساختن است.و از بشر آدم آفریدن.آدم کسی است که بر تمام استعدادهایش مدیریت و رهبری دارد و به آنها جهت می دهد.مرادم از انسان رشدیافته موجودی است که از سطح غریزه بالا آمده و در حد«وظیفه» و «انتخاب» زندگی می کند.»

... ومن از صفایی دریافتم که باید خود را یافت و از پوسته خودیت خارج شد.اول باید خود را شناخت و پس از آن مسئولیت خود را.اول باید قدر و منزلت خود را یافت و پس از آن تعهد خود را به خود ،خدا و جامعه را

زندگی برکه ی ساکن نیست.دریای مواج است.عین بی قراری و حرکت.دریای پرتلاطم و خروشانی که انسان در آن مأمور به شنا کردن و رسیدن به ساحل است.

انسان بدون مسئولیت آفریده نشده است.آن بی قراری فطری انسان او را به تحرک وامی دارد و در این جنب و جوش و هیاهو است که بشر آدم می شود.یعنی«از سطح غریزه بالا آمده و در حد«وظیفه» و «انتخاب» زندگی می کند.»

 

 

 

 

 

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 11 September 12 ، 09:44
مهدی دلبند